هیچ کی
از اولش هیچ کی
هیچکس رو ندارم اینجا
میذارمش تو کالسکه میرم بازار یه شیرموز بستنی میخورم و میام و یه ذره آروم میشم
والا پیش هر کی بزارم تا یکساعت وایسه بعد خودم اگه خسته هم باشم نمیدم به کسی چون اصلا مواظبش نیستن البته به جز مادرم
هیچکس والا
من خودم و دوتا گوشام مگر اینکه گاهی کاری داشته باشم بچمو بزار پیش مادرشوهرم
شوهرم. مامانم
فقط مامانم
میرم یه دو ساعت اونجا داداش و مامانم نگهش می دارن
ھیچکس یہ سرے بہ حال خودم گریہ میکنم بعد دوبارہ ادامہ میدم
همسرم ،خونواده خودم و همسرم
من جز باباش و بابام و پدرشوهرم به کسی نمیتونم بذم
هیشکی جز خدا و خودم کسیو ندارم اینو امروز بیشتر درک کردم برو سوالم رو بخون
همسرم ، شیر بچه رو میدم پوشکشو عوض میکنم میخوابونم پیشش میمونه دو ساعت میرم بیرون دور میزنم پیاده روی میکنم دلم براش تنگ میشه برمیگردم خونه شارژ میشم
هیچکی چون هیچکس مثل خودم مراقبش نیس من چهار چشمی پشت سرشم
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.