۸ پاسخ

واقعا حیف که قدر ندونستیم من که نقدر مدرسه رو دونستم نه دانشگاه حیف که از اون فرصت ها استفاده نکردم من اون موقه فقط مسولیت خودم و درسم زو دوشم بود اما چیکار کردم ؟ قدر ندونستم کاش بیشتر درس میخوندم کاش بیشتر با دوستام بیرون میرفتم و جاهای قشنگ رو میدیدم
بعد اینکه رفتم سرکار نمیدونم چرا ازدواج کردم واقعا واقعا پشیمونم همسرم هم ادم خوبیه ولی توی خیلی مسائل باهم تفاهم نداریم دعوا نمیکنیم زیاد ولی باهم راه میایم خدایی متاهلی خیلی چرته ولی چیکار کنیم توی این راه افتادیم باید تا اخرش بریم
این همه دغدغه و چرت و پرت برا خودمون درست کردیم که چی اخرش

هممون مثل خودتیم
من دو تا بچه دارم خسته و داغونم
از خستگی همش با شوهرم دعوام میشه
از همه چی خسته شدم
امروز یاد روزای سرخوشی دانشگاه افتادم چقدر خوش خیال بودم همش با دوستام خوش بودم میگفتم میخندیدم میرسی م خونه هیچ کاری نداشتیم میفتادیم رو تخت پای گوشی ... آخی قدر ندونستیم
ناشکری نمیکنم، ولی خسته ایم دیگه

اگه میشد هم من نمیخوام برگردم ، توی گذشته بچه هام رو نداشتم

هعی🥺

مامان شاهان تو که خیلی جوونی اصلا نباید به این چیزا فکر کنی از الان باید به فکر فردا باشی مثلا هر روز دنبال بهونه برای شادی باش یا با کسایی که خوشت میاد ازشون وقت بگذرون

حیف برنمیگرده دیگه هیچ وقت 😢

متاسفانه گذشته ها گذشته دیگه کاش میشد واقعا🥲

حرف دل من و زدی🥲چقدر تا خونه میخندیدم

سوال های مرتبط