بیخوابی و خستگی داره فقط.وگرنه کار نشد نداره.
اونم میگذره.من از خدامه کسی کمکم نکنه چون میان فقط میرن رو اعصاب آدم و دخالت و حرفای بیخود...
من عزیزم شب اول بیمارستانم حتی ب مادرم گفتم برو بخواب نمازخونه تا صبح واسه خودت. نگران نباش. اومدیم خونه هم یکروز فقط خونه مامانم بودم نذاشتم کاری برام انجام بده. بعدشم جمع کردم رفتم شهر دیگه که خونه خودم بود. فقط خدا کنه بچت یه کم درشت بیاد دنیا. بچه ریز مادر رو اذیت میکنه
سلام دو ماه اول سخته اونم بخاطر شب بیداری اما بنظرم یک دوست مثل خودت پیدا کن همسایه ای یا کسی که بهت نزدیک باشه خیلی بهتر از تنهایی هست
نه چه اتفاقی تازه تنها بودنی ادم بهتر راه میفته و با مدل خودش بزرگ میکنه دخالت اطرافیان هم کمتر من مامانم و مادرشوهرم ده روز اول بودن ولی فقط،حرص خوردم هیچ کمکی نداشتن بعدش کلا خودم بزرگش کردم
منم دست تنهام هم تو شهر غریبم هم اینکه مامانم فوت کرده ایشالا میتونیم
من دوقلوهامو خودم تنهایی بزرگکردم تو شهر غریب مامانم میومد پیشم حوصله اش سر میرفت پا میشد میرفت خونش چون هیچ کاریشون بهش نمیسپردم فقط خودم کاراشون میکردم فقط یک ماه اول رفتم خونش اونم ابجیم منو ب زور برد چون خودم خیلی ضعیف شده بودم جون نداشتم و بچه هام نارس بودن ۲۶ روز بیمارستان بستری بودن نمیتونستم ب خودم برسم
سر بچه سومم مامانم چند روز اول اومد فقط غذا درست میکرد در همین حد بقیه کارای بچه نوزادمو و تمیز کردن خونه با خودم بود
بله من چیز ترسناکی نیست میگذره و دلت تنگ میشه برانوزادی بچت
ن عزیزم نگران چی ب خودت امید بده
من.نه بابا.الانم ده سالشه.تا5سالگی بخاطر کارهمسرم از خانوادها دور بودیم
ممنونم دل داریم دادین اگه شماها تونستین پس منم میتونم حتما
خدا بزرگه نگران نباش
منم دست تنها بودم الانم که۳سالشه دومی رو آوردم،توکلت به خداباشه
خیلیا دست تنهان مامانم خاله هام همشون بچه هاشونو دست تنها بزرگ کردن انشالله هیچی نمیشه نگران اینچیزا نباش خدا بزرگه خودش کمکت میکنه
نه برای چی نگرانی دوسه روز اول مواظب باشی فک نکم کار سختی باشه فقط یکم بیخوابی داره
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.