این روزا همش غر دارم🥲💔



خیلی دلم گرفته 🙃
مطمعنم اگ آوین همچنان به این کاراش ادامه بده
قطعا من افسردگی رو گرفتم…

خیلی سخته …💔

همیشه قبل از بچه دار شدن میگفتم چجوری میتونن شیر خودشون رو به بچشون ندن
و واقعا این چند ماه شیر دادن به آوین آرامش بهم میداد🥲♥️🫂

تاالان باتمام سختی های بچه داری کنار اومدم و هیچ وقت غر نزدم
همیشه خداروشکر میکردم بابت وجودش♥️🫀

اما ایندفعه دیگ واقعا کم آوردم
دوسه شبه خیلی دلم گرفته 🌃🙂

اینکه آوین تا سینه رو میارم سمتش روشو برمیگردونه داره عذابم میده…
امروز نشستم یه دل سیر گریه کردم

که چرا اینطور شد یهو😭
هزااار بار خودمو فحش دادم که شیشه بهش دادم
اما واقعا دلیل اصلی شیشه دادنم این بود که شیرم سیرش نمیکرد🥲

گفتم یه کمکی باشه و بچم قشنگ سیر شع🥲

مامانایی که مث من نی نی شون سینه شون رو پس زد
چیکارکردین تا بتونید کنار بیایید بااین موضوع؟؟؟

#شیر_خشک
#سینه
#شیر
#چهارماهگی
#گریه
#نوزاد

تصویر
۳ پاسخ

فک کنم الان بیشتر درکم کنی ک من چقد دارم عذاب میکشم این مدت
من الان نزدیک دو ماهه دارم این روزوا رو میکشم
واقعا دارم داغون میشم
چقد سخته
وقتی سینه ببری سمتش و اینجوری کنه
ب مدت راهش میبردم
نابود شدم از دست درد
اما راضی بودم ک داره میخوره
اما دیگه الان هیچچچچچ جوره نمیخوره
بدبختی دختر من شیر خشک هم نمیخوره
فقط بچم داره هلاک میشه و هیچیییییی نمیخوره
هیچی
کل دیروز ی پیمونه خورد
دیشب یکی دوبار تو خاب دو دیقه خورد
از صب هنوز هیچی نخورده😭😭😭

منم دیشب مهوا سینم نگرف انقد غصه خوردم
فقط دیشب و امروز صبح تو خواب گرفت🥲
مجبور بودم شیشه بدم بخاطر وزنش
خودم کلا شیرم کمه و ابکی
دیگ اگ نگیره باید کنار بیام🥲

عزیزم اکثر بچه ها تو این سن اینجوری میشن نگران نباش موقتیه باز سینه رو قبول میکنه الان تا میتونی تو خواب بهش بده
پسر منم یه هفته اینجوری بود سینمو قبول نمیکرد اما الان اوکی شده

سوال های مرتبط

مامان لنا مامان لنا ۸ ماهگی
من از شیردهی خیلی بدم میومد، حتی قبل بارداریم... کسیو میدیدم شیر میده به بچه ش میگفتم چرا‌شیرخشک نمیده...
تا سه ماه عم با هزار زور و دعوا و تهدید و قربون صدقه و دوشیدن شیر بالاخره به لنا شیر دادم... بعد قرار شد فقط صبح تا شب به لنا شیرخشک بدم و شب تا صبح شیر خودمو...
بعدم که پاستور رو زدن چون خونه ما اونجاس و من خواب بودم بسیار بد و با ترس از خواب بیدار شدم زمانی که پاستور رو زدن و کلا یه سینه م شیرش قطع شد و با یه سیمه م شیر میدادم به لنا، بعد دیدم به مرور سیر نمیشه و قرص خوردم و کلا شیرم خشک شد.... کاری ندارم.
تو این یک ماهی که لنا شیرخشک میخوره واقعا راضیم، واقعا حالم خوبه... دیگه از اینکه تو بیرون لنا گشنه ش بشه بدم نمیاد... دیگه خجالت نمیکشم... حتی دیگه خیلی راحت تر میرم بیرون، میرم رستوران... با اینکه قبلا هم جایی میرفتم شیرمو میدوشیدم تو شیشه....
حتی الان گاهی لنا بی قراری میکنه سینه مو میخوام بدم بهش بدم میاد، خیلی بیشتر از قبل... حتی از اینکه دراز کشیده و تو خواب بهش بدم.... نمیدونم چجوری حسمو توصیف کنم ولی قبلا هرکاری میکردم شیر خوردنشو زودتر تموم کنه، الان با شیشه بهش شیر میدم اگر نخوره هی دو سه دیقه یه بار شیشه رو بهش میدم که ببینم میخوره یا نه.... هیچوقت نتونستم با این حس بدم کنار بیام... حتی وقتی که لنا شیر میخورد