دیشب اراد برای اولین بار خودش خوابید
چقدر زندگی اینجوری راحت تره
دیروز اراد ظهر سه ساعت خوابیده بود من گفتم نخوابونمش تا شب بخوابه عصر رفتیم بیرون با شوهرم گفتم حالا تو ماشین یه چرت بیست دقیقه ای بزنه اشکال نداره ولی نخوابید تا نزدیکای برگشتن که ساعت شده بود هفت و نیم تو بغلم یه هو باتریش تموم شد 😂
به شوهرم گفتم بذارمش وسط سالن که زود بیدار بشه شام بخوره گفت نه شیرخشکش بده بخوابه تا صبح
ولی میدونستم که اینجوری نمیخوابه تا صبح
خلاصه که رکب خوردیم و ساعت نه و نیم بیدار شد
منم چراغ تلویزیون همه چیز خاموش کردم با شوهرم تو تاریکی نشستیم تو سالن کلی بازی کرد تو همون تاریکی شامش دادم 😅
ساعت دوازده بردمش تو اتاق دراز کشیدم اونم یکم شیر خورد رفت یک‌متر اونطرف تر دراز کشید به سقف خیره شد و خوابید
باورم نمیشدددد
به نظرتون تاریک بودن خونه تاثیر داشته ؟؟؟
من گفتم حداقل تا دو بیداره و باید به سختی بخوابونمش

تصویر
۸ پاسخ

فهمیده بیرون از اتاق خبری نیست ترجیح داده بخوابه😂

خیلی عالی میشه👌
اگه این وروجکا بذارن شبا خوب بخوابی فردا روزت رو خیلی عالی تر شروع می کنی و یه مامان خیلی با حوصله تری
اما حیف که خیلی کم پیش میاد😔
انشاالله این اتفاق میمون واست پر تکرار باشه😅

پسر من اونطوری بخوابه دیگه بیدار بشه حداقل تا ۳ نمیخوابه

پسر من فقط نیم ساعت خونه رو دور میزنه بعد شیر میخوره میخوابه،

دقیقا اگه یکی دو ساعت خونه تاریک باشه تلویزیون خاموش باشه و سروصدا نباشه بچه راحت میخوابه
حیف که شوهر من تا دوازده شب تو پذیرایی چراغا روشن تی وی روشن و سروصدا
بعد یهو می‌ره می‌خوابه خودش و من میمونم و بچه ای که تا دو شب خوابش نمیگیره

عزیزممم اره خونه ک تاریک باشه بچه احساس ارامش میکنه میخابه

بچه های من از ۷ ۸ ماهگی همین مدلی میخوابن😁

ای خدا تیپشو😘😘😘چشم بد دور❤️

سوال های مرتبط

مامان حورا سادات مامان حورا سادات ۱۷ ماهگی
چقدر دلتنگتون بودم🥹💔🫂
حالتون چطوره؟ یه شرح حال بدین مامانا😅خداقوتتتت🩷

این از دختر ما که لباس بابابزرگشو پوشیده بود دیشب😂و به قدری دیشب تا صبح اذیت کرد که نگم براتون😑
ساعت۱۰ خوابید منم خوشحااااال😍که اخجون خوابش تنظیم شد
ساعت۲ونیم بیدار شد دیگه نخوابید😬یه ساعت و نیم فقط رو پام بود
عوضش کردم شیر دادم گفتم میخوابه دیگه ولی تو چشاش همه چی بود جز خواب🫥برای اولین بار بود که نصف شب بیدار میشد دیگه نمیخوابید
خلاصه نزدیک اذان خوابید نماز خوندم گفتم بخوابم خیر سرم
ده دقیقه نشد که بیدار شد دیدم بالا سرمه😑دیگه دلم میخواست خودمو بزنمممم😭😫
دوباره شیر دادم بخوابه اصلا انگار قصد خوابیدن نداشت منم خستههه بودم حسابی
دیگه بعد کلی تلاش ساعت۶ خوابید😑باز یه ربع به ۹ بیدار شد
به شوهرم گفتم تروخدا نگهش دار من یکم بخوابم دارم میمیرم
ساعت۱۱بیدارم کردن
گفت با هم رفتیم پارک براش پوشک خریدم صبحانشم دادم🥹ینی انقدررر خوشحال شدم انگار دنیا رو بهم دادن😂کلی دعاش کردم و ازش تشکر کردم
این بود دیشب ما😅
امشبم۱۰ ونیم اینا خوابید کلی دعا و نذر و نیاز کردم، دیشب تکرار نشه😬😬

بچه پستونک اونت شیشه
فاطمه فاطمه قصد بارداری
چون همگی پرسیدید چجوری دارم شیر شبشو قطع میکنم
مامانا صبوری میخواد فقط
پسر من خیییلی وابسته بود به سینه ینی هر یکساعت اینا بیدار می‌شد باید شیرش میدادم شیرم نمی‌خورد صرفاجهت عادت
دیدم بد کاریه نه من میتونم راحت بخوابم نه اون دندوناشم خراب میشه صبحانه هم درست نمیخوره پس باید قطع کنم
شب اول خیلی سخت بود شام سیرش کردم بعدم آب و شیرش دادم تکمیل بعد خوابوندمش بدون شیر قصه گفتم و اینا خوابید
نیم ساعت بعد بیدار که شد راهش بردم گریه کرد نکونش دادم بازم کیه میکرد شیشو اب کردم بهش یکم آب دادم آروم شد اینقدر نوازشش کردم بویش کردم بچه ها بیشتر از هر موقع نیاز به محبتتون دارن
هیچی دیگه خوابید بار دوم یک ساعت بعد بازم همینطوری راهش بردم رو پام تو تابش خوابید تا ساعت ۶ مقاومت کردم و همینطوری گذشت
شب دوم بهتر بود بیدار می‌شد یه دور راهش میبردم می‌خوابید
شب سوم که بیدار شد تا به پشتش میزدم یا بغلش میکردم می‌خوابید ساعتای ۴صبح فکر کردم گشنش باشه شیر ماجان تپ شیشه ریختم دادم خورد خیلی راحت خوابید تا ۷ صبح
میتونید از این روش هم استفاده کنید گاهی وقتا نه اینکه عادت باز به شیشه کنه
فقط برای همین چند شب که قطع بشه شیر شب
امشبم که شب چهارمه ۱۲ نیم خوابید الان بیدار شد ساعت ۲ درضورتی که امیرعلی هم نیم ساعت یا یکساعت بیدار میشده الآنم که بیدار شد تا بلند شدم راهش ببرم خوابید گذاشتم سر جاش
شیر هم براش آماده کردم که ساعتای ۶ صبح بهش بدم بخوره