یه چی یادم افتاد گفتم اینجا بگم تقریبا ۵ سال پیش با شوهرم آشنا شدم یجورایی واسطه شدن واسه ازدواجمون و قسمت هم شدیم بعدش با دختر داییم و شوهرش رفتیم که منو شوهرم همو ببینیم حرف بزنیم اینم بگم اولین بار بود که همو از نزدیک می‌دیدیم قبلش حرف زدنمون در حد چت بود بعدش دختر داییم اینا از ماشین پیاده شدن که ما مثلاً حرف بزنیم راحت باشیم شوهرم جلو نشسته بود من عقب لعنتی یهویی دستشو آورد عقب منم هول شدم دستشو گرفتم الان یادمون میوفته می‌خندیم میگه گیرم که من نمی‌خواستم تورو بگیرم اصلا نمیپسندیدیم همو من یه غلطی کردم دستمو آوردم تو چرا گرفتیش منم میگم یه موقع فک نکنیا از اون دخترای هولی بودم فقط یهو هول شدم دیگه هیچی دیگه گفتم بیکارم بیام یه چی تعریف کنم 😂😂😂



شیرخشک فرزندوپروری پستونک فرزندپروری‌ پوشک
شیرخشک فرزندوپروری پستونک فرزندپروری‌ پوشک پوشک بچه ویتامین غذا فرزند شیرخشک شیرخشک پستونک فرزندپروری‌ پوشک پوشک بچه ویتامین غذا فرزند شیرخشک شیرخشک پستونک فرزندپروری‌ پوشک پوشک بچه ویتامین غذا فرزند شیرخشک شیرخشک پستونک فرزندپروری‌ پوشک پوشک بچه ویتامین غذا فرزند

۱۳ پاسخ

عزیزم 😅

منکه اولین بار دیدمش از استرس پام گرفت 🤣🤣

خواهر من میگه ک تو روز خاستگاری،خودکار میخاستن برا نوشتن نمدونم چی چی،خواهرمم ی خودکار پیدامیکنه میده ،بعد نگو خودکاره اون لوله داخلش ک رنگ توشه،نبوده داخلش🤣
هنوووز ک هنوزه دامادمون میگه مریم منو دیده هول شده😂

تو خیلی باحالی😁😂☺️

چ بانمک😂

🤣🤣الله خوشبخت السین بیلزی

😅😅😅😅

ولی من حس کردم هول بودی 🤣🤣🤣
البته ناگفته نماند ک به خاطر چتی ک قبلش میکردین بوده ک دستشو گرفتی
وگرنه اگه از قبل حرف نزده بودین ک اینکارو نمیکردی

وای من فک کردم یه چی دیگ میخاسته تو اشتباهی دستتو دادی ضایع شدی🤣 باز خداروشکر کن ضایع نشدی

میگفتی میخواستم خفتت کنم😂😂😂🤣🤣

🤣🤣🤣وووووی باحال بود خیلی خندیدم

باحال بود

😂😂😂😂

عزیزم😂😂

سوال های مرتبط