نه همش دعوا و درگیری😂
شوهرمم کلا نامزدی خونه ما بود ماشین نداشت بابام میدید دیگه این نمیره سوییچ ماشینشو ساعت ۱۰ شب میداد بهش 🤣🤣🤣اینم مجبور میشد بره فردا ۸ واسه صبونه دم در ما بود بابام میگفت ای وای دوباره این اومد🤣🤣🤣🤣 منم میگفتم به من چه خودت بگو نیاد🤣خلاصه خیلی خوش گذشت ما هم دیگه مثل سابق نیستیم فک کنم سن میگذره خب هورمونا فروکش میشن مثه سابق عاشق نیستن
وای مال من خیلی باحال بود
شوعرم دوران نامزدی هم میخواست بیا خونه ما شب بمونه شیطونی کنه
مامانم نمیزاشت برم پیشش بخوام دهنم رو سرویس میکرد گاهی بابام رو میفرستاد پیش شوهرم🤣🤣
اخه شوهرم مال مازندران بود وما تو یزد باهم نامزد کردیم توخونه مجردبش تنها نبود
گاهی اوقات توماشین....... شیطونی میکردیم😁
چه دوران بامزه و شیرین وسختی کشیدم از دست مامانم🤕🥴
🤣🤣🥹😀😃😃😁😅😅😆
یادش بخیر
مامان من چ زمان دوستی چ عقد میگف ۱۰ باید خونه باشی😂 ینی استرسی میداداااا
وای ما چنان تو کف بودیم مثلا مامانم اینا قرار بود شب نشینی جایی برن ماهم پشت سر میرفتیم خونه مامانم عشق و حال..
هعیییی منم دلم تنگ اون روزاس 🥲😮💨
چند ساله از نمزدیتون میگذره؟
اره عالی بود با این تفاوت که ما یواشکی نمیخوردیم چیزی😂 همیشه محیا بود، خودشونم عمدا خونه رو خالی میکردن میرفتن جایی ما راحت باشیم. با اینکه اتاق شوهرم کلا طبقه بالا بود. مام مثل قبل نیستیم، نه من نه اون. طبیعیه اینقد دغدغه اومده، بعدم اون هورمونا دیگه فروکش کرده😁
ن اصلا همش جنگ و جدل اعصاب خوردی خودمون و خانواده ها
و فضولی دخالت خانواده شوهر😅😅😂😂😂سعی کردم چیزی از قلم نیوفته
ما یبار باهم نرفتیم بیرون ولی الان زندگی خیلی خوبی دارم
آره 🫠🥲دلم تنگ شد برای اون روزامون
🤣🤣🤣چ کارای میکردین🤣🤣
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.