پارت اخر

رفتیم مرکز سونوگرفی خداروشکر ساک بود جنین بود ولی قلب نداشت 💔
ای خدا تو یه روز چقدر به من شوک وارد شد 😑
خونریزی هم بخاطر هماتوم بود…
همون روز خونریزی تموم شد یکم اروم تر شده بودم چون شنیده بودم ممکنه دیر تر تشکل بشه قلبش دیگه باز باید صبر میکردم…
اون روزا مادربزرگ خودم و همسرم ( فامیلیم) حالش خوب نبود بیمارستان بستری بود
فرداش از تهوع شدید از خواب پاشدم نشسته بودم صبحانه میخوردم دیدم مامانم زنگ زد
قرار بود برم دکتر متخصص که…
گفت اماده شو با امین میام دنبالت بریم خونه ننه 😭
گفتم وای مامان ننه مرد ؟ 😭 گفت اماده شو الان میایم 😭
ای خدا واقعا چقدر بد بود اونروزا چقدر گریه کردم😭
مادربزرگمم از دست دادم
سه روز بعدش رفتم دکتر متخصص
برگه سونو رو که دید یکم قیافش رفت تو هم باز شوک خدایا بسته دیگه😑
گفت تهوع داری ؟ گفتم اره شدید گفت عع پس خوبه خداروشکر خداروشکر
یکم اروم شدم باز استرس داشتم
اونم نوشت که برای ۸ هفته برم سونو که نشد جنگ‌شد 😭😂
۹ هفته رفتم سونوگرافی خداروشکر قلبش تشکیل شده بود 😁😍❤️

و همچنان زندگی ادامه داره در جریانه …❤️😌

تصویر
۴ پاسخ

نمیدونم ناراحت باشم یا بخندم دختر 😂🤣چرا اینطوری تعریف میکنی اخه خنده تو گریه 😂خدا مادربزرگتو رحمت کنه و انشالله نینیت سالم بیاد بغلت 🌹

خب خداروشکر که سالمه خدا حفظش کنه بازم مواظب باش خدا مادر بزرگتم رحمت کنه

خب بقیش

انشاالله بسلامتی بغلش بگیری عزیزم، خدا بخواد نگه داره ، هر طور شده نگه میداره

سوال های مرتبط