سوال های مرتبط

مامان قلبم 🥰🩵 مامان قلبم 🥰🩵 هفته بیست‌ونهم بارداری
پارت اخر

رفتیم مرکز سونوگرفی خداروشکر ساک بود جنین بود ولی قلب نداشت 💔
ای خدا تو یه روز چقدر به من شوک وارد شد 😑
خونریزی هم بخاطر هماتوم بود…
همون روز خونریزی تموم شد یکم اروم تر شده بودم چون شنیده بودم ممکنه دیر تر تشکل بشه قلبش دیگه باز باید صبر میکردم…
اون روزا مادربزرگ خودم و همسرم ( فامیلیم) حالش خوب نبود بیمارستان بستری بود
فرداش از تهوع شدید از خواب پاشدم نشسته بودم صبحانه میخوردم دیدم مامانم زنگ زد
قرار بود برم دکتر متخصص که…
گفت اماده شو با امین میام دنبالت بریم خونه ننه 😭
گفتم وای مامان ننه مرد ؟ 😭 گفت اماده شو الان میایم 😭
ای خدا واقعا چقدر بد بود اونروزا چقدر گریه کردم😭
مادربزرگمم از دست دادم
سه روز بعدش رفتم دکتر متخصص
برگه سونو رو که دید یکم قیافش رفت تو هم باز شوک خدایا بسته دیگه😑
گفت تهوع داری ؟ گفتم اره شدید گفت عع پس خوبه خداروشکر خداروشکر
یکم اروم شدم باز استرس داشتم
اونم نوشت که برای ۸ هفته برم سونو که نشد جنگ‌شد 😭😂
۹ هفته رفتم سونوگرافی خداروشکر قلبش تشکیل شده بود 😁😍❤️

و همچنان زندگی ادامه داره در جریانه …❤️😌
مامان راشین و مهرشین مامان راشین و مهرشین هفته سی‌ودوم بارداری
سزارین دوم
پارت آخر
طبق تجربه قبلی میدونستم که فیلم کم گرفتم از خودم تو بيمارستان
واسه همین گوشی به دست همه چیزو ثبت میکردم.
هر وقتم میومدم رو تخت فقط مهرشینو نگاه میکردم و ذوقمرگ فردا و خونه رفتن بودم...
همه تست ها نسبتأ خوب بود. .زردیش هم اوکی بود ولی گفتن ممکنه بعدا بره بالا...که رفت و کار به بستری کشید که اون یه قصه دیگه است کلا...

روز دوم دکترم اومد و گفت پانسمانت رو ضد اب نذاشتن و گفت که پانسمانم رو عوض کنن و گفت به خاطر اون برداشت کیست و اون کاتورایز کردن بافت ها ممکنه خیلی درد داشته باشم که طبیعیه ...
وقتی میخواست پرستار پانسمانم رو عوض کنه اسم دکترمو پرسید و گفت خیلی تمیز و خوب بخیه زده.

ظهر حسین اومد و کارای ترخیص و رفتیم به سمت خونه...
من درنورد اون عادضه سزارین قبلی خیلی تحقیقات کردم و خیلی خیلی نادر هست و هیچ تقصیری گردن دکتر و کادر اتاق عمل نبود و صرفا شانس جذاب من بود که این رو داشته باشم. ولی خب خداروشکر هیچ دردی نداشتم تو اون چند سال
در کل سزارین دوم شاید برام بالا و پایینش بیشتر بود اما زودی خوب شدم و بازم خیلی راضی بودم‌.