ی کاغذ براش بیار بگو بیا ممد قلی بکشیم اجازه بده خودش بکشه هر شکلی ک کشید تموم شد بگو پاره کن بنداز سطل اشغال ما ممد قلی کشتیم انداختیم رفته وجود نداره پس دلیلی نداره بترسیم
بزار درباره ترسش حرف بزنه ازش سوال بپرس کجا دیده یا درباره ش یه داستان بگین بعد بزار هرروز اون داستانو برات تعریف کنه اصلا نگو نترس ترس نداره که
راست میگن ممدقلی مهربون روبزارخیلی خوبه
منکه میخام بترسونمش میگم ممد قلی میاد اونم میگه غلط کرده بیاد بابام میاد پدرشو درمیاره تازه تو هم هستی تا وقتی شما هستید هیچ کار نمیتونه بکنه
به پسر من دخترای خواهر شوهر گفته بودن یه مدت میترسید
بهش عکس دلقک خندان نشون دادم گفتم اینه چقدر بامزس اصلا ترس نداره بچه ها الکی میگن
دیگه پسرم نترسید تازه عکس و به اونا هم نشون میداد
ممد قلی مهربونو بزار بگو ممد گلی مهربون شده بچه ها رو دوست داره
ممد قلی مهربونو براش بزار شاید ترسش ریخت
ببین کی بھش گفتہ و ترسوندتش
از خودش بپرس بگو کی بھت گفتہ اصلا ممدقلی کیہ مگہ دیدیش
یچی بوده دیگه بچه منو بگی پیشش ممدقلی میخنده به اسمش چون نگفتیمو نشنیده تاحالا
باز پسرمن، باهاش دوسته😄
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.