۹ پاسخ

حالاتوبه بچه رفلاکسی بیسکوییت مادرباچایی نرم کن بده،دکترمیخوابونه دهنت😂

بابا اصن محل نمیذاشتن بچه از درد وگریه کبود میشد میگفتن چه بچه بداخلاقیه...بالا میاورد میگفتن زیادی خورده ...همین ک زنده میموندن خیلی بود ...تازه دور از جون همه ی بچه ها ...مریض میشدن یا تو خواب خفه میشدن میگفتن بچه رو چشم زدن ورپرید از بس قشنگ بود😆

تازه مامانم میگ من ازسه ماهگی بیسکوییت مادروت چایی حل میکردم میدادم میخوردین انقدم دوس داشتین😂😂😂

بخدا من ازمامانم ایناومادرشوهرم اینامیشنوم میگن ماخابیده شیرمیدادیم دیگ همونجورم هم خودمون هم بچع خابمون میبرد ن اروغ میگرفتیم ن چیزی همش ترنجبین واب جوش نبات وچیاگیاهی ب بچه میدادن ن دکترببرن ن قطره ای

دقیقااا🤣🤣🤣

مامان من میگه دخترت به خودت نرفته زر زر نیست. میگم آروغ میگرفتی بعد شیر؟ میگه اون موقع این حرفها نبود.میگم پس مشکل از شما بود نه ما🤣

دقیقا🤣🤣

دقیقااا

اره 😂

سوال های مرتبط