پوشک انومالی مولفیکس مای بی بی گهواره بچه زایمان سونو دوقلو
چیکار کنم یه کم دل گنده و ریلکس باشم نسبت به بچه ام نمیدونم حسم نرماله یا نه اما طاقت درد و ناراحتیش رو ندارم خودم بیشتر از حال میرم بس حرص میخورم دیشب شوهرم دست پسرمو گرفت یهو انگار کش اومد پسرمم لوس هی میگفت اووف شده که بوسش کنیم هرچی بوس میکردیم باز ناله می‌کرد که اووف شده من اینقدر زدم تو صورت خودم اینقدر پریدم به شوهرم گفتم تو عقل نداری دست بچه اینقدری که اینطوری نمیکشن شاید در رفته چ میدونم کش اومده حالا چ خاکی تو سرم کنم چطور دست بچه امو تو آتل ببینم خلاصه داشتیم بحث میکردیم تپش قلب گرفتم فشارم رفت بالا سردرد شدم دیگه یه قرص متیل خوردم این وسط از پسرم غافل شدیم دیدیم همه اش الکی بوده داشته خودشو لوس می‌کرده بعدم با دستاش واسه خودش بالشت بلند می‌کرد می‌چید یه گوشه که بازی کنه آخر سر شوهرم گفت فقط این بچه میخواد بین منو تو دعوا راه بندازه یه فصل من فحش بخورم یه فصل هم تو فشاری بشی قرص بخوری
کاشی اینقدر ضعیف نبودم در برابر بچه ام آخر سر سکته میکنم دهنم هم کج میشه یه ور 🤦‍♀️🥴
نی نی زایمان سونو دوقلو دکتر بهداشت قد وزن دورسر کولیک رفلاکس پوشک شیرخشک شیرخشک پوشک انومالی مولفیکس مای بی بی گهواره بچه زایمان سونو دوقلو دکتر بهداشت قد وزن دورسر کولیک رفلاکس پوشک شیرخشک شیرخشک پوشک انومالی مولفیکس مای

تصویر
۴ پاسخ

وای مامان سپهر بخدا عین این داستان واسه من تکرار شد عینشااااا ؛ فقط با این تفاوت که خواهرم دست دخترمو گرفت ؛ خونه مادرم بود ؛ هر سه تامون سکته کردیم تا ۵ صبح نخابیدیم ؛ این بچه هم یه سانت هم دستشو تکون میداد زار میزد🤐🤐🤐 یعنی شلوارامونو قهوه ای کردیم فک کردیم دستش دراومده ؛ هی منم به خودم چیز میگفتم که چرا اومدم ؛ و به بقیه ؛ مامانمم که از من بی ظرفیت تر ؛ یهو بچه پاشد چیزا رو بلند کردن ۵ صبح😐😐😐

منم همینم عزیزم

دقیق درکت میکنم پسر مریض شده بود هی یاد گرفته بود بعد از مریضیش باز میگگفت دلم درده و من زجر میکشیدم و‌گریه میکردم که چرا دلش درده هنوز.بعد یه مدت حس کردم اذیت میکنه وقتایی که باهاش بازی نمیشد بکنم خودشو لوس می‌کرد و میگفت دلم درده بغلم کن..

وقتی شما بحث میکردید پسرتون هیچی نمیگفت؟؟؟

سوال های مرتبط