بای بای شیشه شیر و شیر خشک 🤗👋🏻
دلسا وقتی که بدنیا اومد تا ۲ ماه ۱۷ روز شیر سینمو خورد و بعد از اون شیر خشک خورد👼🏻🍼🩷
همیشه دغدغه از شیر گرفتن رو داشتم که دخترم اذیت نشه تا اینکه دلو زدم به دریا و تصمیم گرفتم دلسا رو از شیر بگیرم.
قرار بر این شد تو روز شیر پاستوریزه بدم و شب قبل از خواب شیر خشک بدم.
روز اول : شیر پاستوریزه رو جوشندم و وقتی که ولرم شد داخل شیشه شیرش ریختم وقتی شیرش رو خورد طعمش رو دوست نداشت، به فاصله زمانی مجدد امتحان کردم دیدم لب نمیزنه و میگه عه عه🤭
و اینجا بود که دیگه قوطی شیر خشک و شیشه شیرهاش و فلاسک آبجوشش رو قایم کردم😉
من موندم و دلسا با یدونه شیشه شیر و شیر پاستوریزه 😬
شب که شد یکبار دیگه شیر جدید رو براش جوشندم و باز نخورد ، البته بگم ها تو طی روز غذا و میوه و خوراکی خورده بود. و تمرکزش به سمت غذا رفته بود.🥰
روز دوم : وقتی از خواب بیدار شد اصلا نگفت شیر میخوام با من قشنگ صبحانه خورد بعدش براش وقت گذاشتم باهم بازی کردیم دم دمای نهار غذاش رو خورد و بعد از یه ساعتی خوابش برد 😴
الان خداروشکر دو روزی هست که دختر قشنگم
شیر نخواسته💓

تصویر
۳ پاسخ

مشکل اینجاست دختر من به هیچ شیری نه نمیگه
پاستوریزه شیرخشک محلی ماشاالله همه رو می‌کشه بالااا 😭

دختر منم وقتی شیشه را ازش گرفتم لب به هیچ شیری نزد .و اگر هم یکم میخورد تف می‌کرد

چرا پاستوریزع رو میجوشونی؟

سوال های مرتبط

مامان بهارسادات🥰 مامان بهارسادات🥰 ۲ سالگی
بعد از ۳ روز اومدم تجربه از شیر گرفتن دخترم رو براتون تعریف کنم. قبلش بگم‌که دخترم شدیدا به شیر مادر وابسته بود. حتی موقع خواب زیر سینه باید خواب میرفت ، وسط شب چندین بار واسه شیر بیدار میشد و و اصلا شیرخشک با شیشه نمی خورد.
من از یک هفته قبل از این که کامل شیر رو قطع کنم، در یک هفته کم کم وعده های شیر روز رو کم کردم تا این که کامل شیر روز قطع شد. بعد از یک هفته هم برای قطع شیر شب به سینه صبر زرد زدم و روش چسب برق زدم . وسط روز بهش نشون دادم که برای شب آمادگی ذهنی داشته باشه. سینه رو که دید ترسید و دیگه پیشم نیومد. عصر هم رفتیم بیرون هم این نتونه عصر بخوابه و هم این که حسابی خسته بشه که شب زودتر خوابش ببره. برای خواب هم فقط بغلش کردم و فقط سرش رو سینه م گذاشت و خوابید. تو طول شب هم هر دفعه بیدار شد بهش آب دادم و بغلش کردم . اگه اهل معنویات هستید یه سری دستورات از نظر اسلامی هست که روایت شده رعایت کنن و من برای این که خیلی نگران از شیر گرفتنش بودم اونا رو هم رعایت کردم . اگه دوست داشتید می تونم براتون بفرستم
فکر از شیر گرفتنش مثل غول شده بود برام که خدا رو شکر خیلی راحت پشت سر گذاشتم
مامان دلانا مامان دلانا ۲ سالگی