۳۹ پاسخ

چرا قبل عقد با خانواده شوهرم رفت و آمد نکردیم و فقط توجه مون روی خود پسر بود . حسرت شده برام چون اگه با خانواده شوهرم رفت و آمد داشتم با وجود اینکه شوهرم خوبه اصلا با این خانواده وصلت نمیکردم

اینکه زود ازدواج کردم

بچگی کردن جوونی کردن دانشگاه رفتن ازاد بودن تجربه عشق اسقلال مالی وخیلی چیزای دیگه یعنی کلا زندگی من حسرته همش🥲

عشق واقعی

یه شوهر با درک وفهم

برگردم به دوران مجردی
خیلی خوب بود🥺

زود شوهر نمیکردم تا عشق واقعیمو پیدا کنم🙂

من بزرگترین حسرت زندگیم این که هیچوقت به هیچ ادمی اعتماد کامل نمیکنم و....

حسرت خیلی چیزا مونده تو دلم

اینکه کاش،قبول نمیکردم
ما خانواده شوهر تو یه ساختمون باشم
با اینکه خوبن
ولی سخته

درس خوندنم

عشق واقعی
از کمبود محبت دارم افسرده میشم

عاشق هم بودیم ولی نرسیدیم و شد حسرت...

عشق و محبت همسر

همون اول فامیلامو از زندگیم حذف نکردم🦦

مهربونی بیش از حد
نتونستم عروسی که دلم میخواست بگیرم به خاطر کرونا
خیلی زود بقیه رو میبخشم

بابام 🖤که یه عمر دلش میخواست تو لباس عروس منو ببینه ولی نبود

عشق واقعی
درس نخوندنم

فروش خونه پدریمون

بچه گی کردن

خونه نداشتن زندگی کردن بامادرشوهر
یه شوهرخوش اخلاق

حسرتی ندارم الان چیزی ذهنم نمیاد ینی

اشتباه کردم پرستاری رو نخوندم ....اشششششتباه ...

کاش تو دانشگاه تربیت بدنی میخوندم یکی از بزرگترین حسرتامه

بزرگترین حسرت زندگیم اول نبودن مادرم که سال ها انتظار کشید بچه منو ببینه ولی وقتی من بچه دار شدم نبود
دومین حسرتم نرسیدن به کسی که دوستش داشتم و الانم بعد سال ها همو فراموش نکردیم

زود ازدواج کردم

وای چرا من حسرت بزرگی ندارم
شاید برم کشور ونیز حسرتم باشه
یا ماشین خوب برای خودم

کل زندگی حسرته
حسرت دلخوشی و آرامش

عمر برباد رفته

عشق ای کاش رسیده بودیم بهم

زندگی کنم

بزرگ ترین نیست اما همیشه تو دلم جاش خالیه عاشقانه همو دوست داشتیم اما ی دوری دو هفته ای باعث شد تموم بشه همه چیز من یک ماه بعدش نامزد شده بودم

داداشم نذاشت درس بخونم شد حسرت

خونه دار شدن و پسر دار شدن

خونه دارشدن و دختر دار شدن

کنار مادرشوهر نمی اومدم

با دوستم برم خوشگذرانی
...
شوهرم نمیذاره

عروسی بگیرم 😪بخاطر کرونا کنسل شد چون سه سالم بود عقد بودیم دیگه نشد بیشتر صبر کنیم

بودن مامانم کنارم زود از دستش دادیم نه عروسی مو دید نه پسرمو

سوال های مرتبط