۱۱ پاسخ

دقیقا پسر منم همینه از ۴ ماهگی اش همینجوری درگیرم ، هیچ لذتی ازش نبردم ، وای دیروز رفتیم طبیعت یعنی مغز هممون ترکید تا اومدیم خونه ، به قول شما لباس پوشیدن یه جور بیرون رفتن یه جور خوابیدن یه جور دیگه فقط در حال نق و لج هست ، من هی میگم شاید بزرگتر بشه بهتر بشه

من دو سال بچم نه خواب داشت نه خوراک یه سره یههههه سره فقط جیغ میزد و گریه میکرد و لج بردم روانپزشک کودکان قرص داد شبی نصفی میدم یه سال و نیمه میدم خیلی بهتر شده بنظرم شما هم حتما برو اصلا هم به کسی نگو چون کسی مارو درک نمیکنه البته هنوزم یه سری لج بازی ها و ...اینا داره ولی از حق نگذریم خیلی از قبل بهتر شد شما هم حتما ببر

با اعماق وجودم درکت میکنم.بچه ما انقد از اول اذیتمون کرد دیگه از دست حرف مردمم میخوام خودکشی کنم.انقد گریه میکنه بهانه میگیره هممممه میگن پرروش کردین‌بخدا پررو نکردم از اول ذاتش همین بود
نمیدونم چیکارکنم تو شهر غریب.الان یه ساعته داره گریه میکنه میگه میخوام برم بیرون
تازه روزی ۳ دفعه مغازه میره چیزای چرتو پرت می‌خره هنوز روپا می‌خوابه و.....بخوام بگم یه کتابه

جالبه فکر میکردم فقط دختر من اینطوری ، من کلا تبدیل شدم به یک آدم عصبی و بد خلق ، کل زندگیم خورده بهم هیچ چیز زندگیم رو قائده نیس

تبدیل به یک آدم روانی شدم

دختر منم تا حدودی همینه
ومغزم دیگه ارور داده

یعنی بیرون رفتن باهاش مکافاته،لباس پوشیدنش گاهی با هزارتا دردسره

من کاملا درکت میکنم پسرم دقیقا همین اخلاقه هی میگم یکم بزرگ بشه حل میشه بزرگتر میشه بدترمیشه

همه تو این سن همینطورن،سر چیزای الکی نق میزنن،من پسرم وقتی باباش خونه نیست خوبه همین که باباش از در خونه میاد تو نق زدن و بهونه گیری هاش شروع میشه مرد بیچاره خسته ‌‌کوفته باید نق زدن های بچه رو هم تحمل کنه،

خسته ش کن بزار خسته سه بازی کنه پارک یا هر چی

دقیقا دختر من همینی ک نوشتی هستش

منم روانم خراب شده همه جوره اذیتم
شربت خواب گرفتم ۵میل بهش میدم لااقل شب بدون دردسر بخوابه

سوال های مرتبط