با کلی درد رفتم تو اتاق عمل همینکه امپول بی حسی زدن دیگه درددام رفت ،بخاطر کیسه ابم دردداشتم بعد چنددقیقه بچمو دادن بغلم خیلی حس خوبی بود ...
من به اختیار خودم رفتم
بدنم خیلی زود به اتاق ریکاوری نرسیده بی حسیش پرید امان از دردش، چند مرتبه حالت غش بودم نا نداشتم، دوتا نو پرستار ناوارد اومدن فشار شکمم دادن تا خونها از شکمم بیاد بیرون خدا عمرش بده یه دختر جوان بود اجازه نداد گفت بسته نمیبینین جون نداره کشتینش، و من بشدت سختم شد، عضله هام و ماهیچه هام خیلی سفته، دردم از اون بود، روزی پنج شش بار شیاف میذاشتم تا یکم قابل تحمل بشه، هرکس میومد پیشم میگفت نباید تاینحد درد داشته باشی ک گفتم من درد سست نیستم اما گوشتم سخت جوش میخوره، ولی درکل همینکه یه نی نی کوچولو کنارت میبینی انگار دردا آب میشن میرن، ارزشش و داره
من سزارين شدم با پمپ درد خدايي سختي نداشت واسم فقط اون اولين بار كه ميخواي راه بري سخته
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.