۳ پاسخ

دقیقا منم خواهر مثل شما بودم ، مجبور شدم شیرخشک بدم از همون روز اول ، تا روز دهم سینه هام بسته بسته بود ، اینقدر شیر دوش های بیمارستان که بزرگ بودن استفاده کردم ، سینم کامل زخم شده بود ، الان هر جا میشینن میگن به بچه خودش شیر نداد ، منم ب چپم میگیرم خرفاشونو

منم دقیقا همین داستان رو داشتم اوایل شیردهی سینم زخم شد پوستش کنده شد ازش خون میومد هی پماد میزدم بنیتا که شیر میخواست میرفتم میشستم شیر میدادم میک که میزد از درد نالم هوا میرفت تا سه ماهگی کلا شیر خودمو میخورد ولی بعدش دیگ تمیخورد مجبور شدم شیر خشک بدم و تو خواب سینمو میگرفت
بعد مادر شوهرم آنقدر سر این ناراحتم کرد و حرف ها زد با اون حال که خودش اون روزهامو دیده بود که چقدر دوست دارم شیر خودمو بخوره
باز هنوزم میگه من به سه تا بچه هام یه قاشق هم شیرخشک ندادم

من خودم اینو تجربه کردم تا وقتی برات مهم باشه عذاب میکشی دیگه جواب نده یه سکوت سنگینی که انگار بتوچه، ببخشیدا بمال به باسنت دهنشون و ک جمع نمیکنن روانت بابد سالم بکونع بخاطر بچه ات، منم شیر نداشتم مینشستن روبروم میگفتن باید شیرش بدی تلاش کنی از کویر انتظار روییدن درخت دارن

سوال های مرتبط

مامان ییمیری لار👧🏻👦🏻 مامان ییمیری لار👧🏻👦🏻 ۱ سالگی
ماجرای فامیل فضول ما………..




اقا من بچه هام هردوشون زردی داشتن،بزرگه رو که بستری کردم کوچیکه رو شوهرم گفت اصلا
دوراز جونش میذارم بمیره ولی بستری نمیکنم.چون بزرگه رو کلی سوراخ سوراخ کرده بودن اولا هم بچه رو ازم گرفتن گفتن بدون مادر قبول میکنیم
خلاصه دکترم دید اینجوریه گفت ببرید خونه احتمال میدم از شیر مادر باشه زردیش شیر مادر ندین فقط شیر خشک…..
خانواده شوهرمنم خیلی حساسن رو شیر خشک.خلاصه دوراز چشم اونا شیرخشک دادیم تا روز دهم بعداز بدنیااومدنش بردم مادرشوهرم حمومش کنه…
عاقا تارسیدیم خونه مادرشوهرم گریه کرد
گفتیم چی شده هی مااصرار کردیم مادرشوهرم بیشتر گریه کرد اخر شوهرم به باباش گفت اخه مشکل چیه چیزی شده
پدرشوهرم گفت باخودش حرف بزنین خیلی سرسنگین بود اون روز
خلاصه با هزار مصیبت ارومش کردیم اخه مادر من چته گفت من نه تنها مادرشوهر بدیم بلکه مادر بدی هم هستم
د اخه مادر من بگو چته چی شده
کاشف به عمل اومد سر نهار خواهرزاده پدرشوهرم زنگ میزنه که دایی جان(ک. یر همون دایی دهنش)شما چرا ازما پنهون میکنین همه چیو؟عروست داره شیرخشک میده خب بما بگین.گویا پدرشوهرم قفل کرده نتونسته هضم کنه داده مادرشوهرم
اونم گفته چطور عزیزم پولشو میخواستی بدی؟؟؟یا شیر عروسمو میخواستی؟؟
مامان 🩷دِنیز👶🏻 مامان 🩷دِنیز👶🏻 ۹ ماهگی
خانمای ک از رفلاکس بچه سر درمیارین بیاین یدیقه
دنیز تا ۵ ماهگی اینا رفلاکس داشت دارو اوایل میدادم ک شدید بود بعدی فقط شیر خشک areمیدادم و باهمون بالانمیاورد خوب بود
بعد ک دیگ دیدم اصلن علائمی از بالا اوردن و اینا نداره دیگ بهش شیر معمولی دادم یمدت خورد ها قشنگ یماه فکر کنم خورد خوب
بعدش دوباره شروع کرد ب نخوردن شیر ب طور کلییی...اخه اوایل ام ک رفللکسی بود اینجوری بود حتی شیر ای آر ام نمیخورد با زور و گریه میدادم

باز الان یمدتیه اینجوریه یماهه اصلن نمیخوره توخواب میدم فقط توبیداری ینی اینقد گریه میکنه هلاک میشه نمیخوره شیر میریزم دهنش با سرنگ حتی اونم قورت نمیده گریه میکنه جوری ک هرراهی امتحان کردم انواع شیر ها شیشه...
ولی این انگار با شیر خشک کلن مشکل داره..
اینم بگم بالا نمیاره هااصلن شیر رو
گفتم بپرسم ازتون ینی ممکنه رفلاکس داشته باشه هنوز..؟؟
یا معدش یا گلوش جاییش مشکل داشته باشه هرچی دکتر میبرم میگم نمیخوره دکتر دیگ خبر نداره این بچه کلن نمیخوره هیییچ تمیخوره شیر
بزارم دهنش ۲ مک میزنه دیگ نمییزنه نمیخوره