دقیقا منم خواهر مثل شما بودم ، مجبور شدم شیرخشک بدم از همون روز اول ، تا روز دهم سینه هام بسته بسته بود ، اینقدر شیر دوش های بیمارستان که بزرگ بودن استفاده کردم ، سینم کامل زخم شده بود ، الان هر جا میشینن میگن به بچه خودش شیر نداد ، منم ب چپم میگیرم خرفاشونو
منم دقیقا همین داستان رو داشتم اوایل شیردهی سینم زخم شد پوستش کنده شد ازش خون میومد هی پماد میزدم بنیتا که شیر میخواست میرفتم میشستم شیر میدادم میک که میزد از درد نالم هوا میرفت تا سه ماهگی کلا شیر خودمو میخورد ولی بعدش دیگ تمیخورد مجبور شدم شیر خشک بدم و تو خواب سینمو میگرفت
بعد مادر شوهرم آنقدر سر این ناراحتم کرد و حرف ها زد با اون حال که خودش اون روزهامو دیده بود که چقدر دوست دارم شیر خودمو بخوره
باز هنوزم میگه من به سه تا بچه هام یه قاشق هم شیرخشک ندادم
من خودم اینو تجربه کردم تا وقتی برات مهم باشه عذاب میکشی دیگه جواب نده یه سکوت سنگینی که انگار بتوچه، ببخشیدا بمال به باسنت دهنشون و ک جمع نمیکنن روانت بابد سالم بکونع بخاطر بچه ات، منم شیر نداشتم مینشستن روبروم میگفتن باید شیرش بدی تلاش کنی از کویر انتظار روییدن درخت دارن
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.