۱۷ پاسخ

الان بگی طبیعی صدتا بهت حمله میکنن که نه سزارین بهتره و درد نداره و فلان و بهمان

الان همین قانون طبیعی همینجا هست منتها خودتون میگید نه
مشکل خود تحقیریه

اونجا سیستمش خیلیییی فرق داره اینقد مواظبتن که خدا میدونه

این تماس پوست نوزاد با مادر و پدر باعث تکامل بچه و حس ارامش میشه
من دیدم بچه رو لخت رو سینه پدر میزارن بچه اروممم میخوابه

امکاناتی که واسه زایمان طبیعی تو کشوری مثل کانادا هست تو ایران نیست شاید بخاطر اینه اکثرا تو ایران سزارین رو انتخاب میکنن

من طبیعی بودم ودقیقا بعدزایمان شوهرم اومدتواتاق زایشگاه ولخت بودم فقط ی پارچه انداختن روی پام وبچم هم بغلم دادن ک شیربدم

خب تو ایران هم هست من دخترم به دنیا اومد به شوهرم گفته بودن لباسشو دربیار بغلش بگیره تازه با کلی پشم🤣🤣🤣
شیر دوش برقی هم برای من آوردن رایگان هم بود

منم تقریبا همینطوری بود
فقط تفاوتش سزارین بودم منم ملحفه روم بود و همسرمم کنارم بود

تو سزارین هم ی لحظه میارن کنارت بعنوان دیدن ولمس ولی خیلی زود میبرنش،

اصلا میگن پدر و مادر باهم میرم برای زایمان و بعد زایمان ی روز گذشت اجازه میدن مثلاً مادر بزرگ یا کس دیگه ای بره،اینجا جهان سومی گلم الآنم که داریم به عصر حجر

حالا تو هم اگه ناراحتی برو کانادا

حالا ما رو هم بعد زایمان هزار لا لباس میپوشونن که نباید به زن زائو هوا بخوره😂
بیچاره بچه از کجا تماس داشته باشه با مادر😂

من بچه اولم طبیعی بود همینطور بود دقیقا دیگه بچه دوم دوقلو شد باید سزارین کنم راهی ندارم🥲

موقع زایمانتون دکترا میذارن تماس پوست با پوست اتاق خصوصی هم رفتی خودت اینکارو بکن حتما

هععععععیییی

بهترین روش طبیعی دیگه مایم که میگیم‌نه ۷ لایه شکمون پاره شه بعد سزارینم هزاران مریضی میگیریم

اینجا هم بعد از زایمان طبیعی نوزاد رو روی سینه مادر می‌زارن که تماس پوست به پوست داشته باشه
ولی من نخواستم چون بچه کثیف بود دلم نمیومد 😬😬😬

سوال های مرتبط

مامان محمد حسن 🐣 مامان محمد حسن 🐣 ۴ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی ، اولین بارداری 🌷 قسمت دهم
(توی پرانتز این رو بگم که بعد از دنیا اومدن دخترم من به شدت پاهام شروع کرد لرزیدن و هیچی در این باره نشنیده بودم ! بعد ها خوندم به خاطر فشار زیادی که از روی اعصاب لگن برداشته میشه همچین اتفاقی میوفته) بعد اومدن از دستشویی دراز کشیدم و پتو برام آوردن ماما از تو خوراکی هام دو تا خرما گذاشت دهنم (همون مامایی که کارای دخترم رو میکرد). دخترم رو هم که برده بودن برای معاینه اولیه ، آوردن برای شیر دادن. مامانم هم اجازه دادن با پوشیدن لباس مخصوص و کاور کفش بیاد داخل اتاق پیشم یه لحظه من رو ببینه . با اینکه اجازه بردن گوشی داشتم یادم رفته بود گوشی ببرم! شوهرم انقدر به مادرم زنگ زده بود که مادرم تا اومد تو اتاق زنگ زد شوهرم گفت بیا باهاش حرف بزن ده بار زنگ زده حالت رو پرسیده (اقایون همون بیرون میموندن و فقط همراه های خانم اجازه داشتن توی اتاق انتظاره قبل اتاق های لیبر بمونن تا بعد زایمان یا با اجازه ماما تا موقع قبل زایمان برن پیش زائو هاشون) بعد از حرف زدن با هم و کلی لوس بازی ، از اون تشکر از من نه کاری نکردم خواهش میکنم 😂😂عکس از بچه گرفتیم برای شوهرم فرستادیم و در این حین فسقلی کلی شیر خورد و واقعا برام تجربه اول شگفت انگیز بود .چون بخش شلوغ بود تا خالی شدن تخت ها دیگه تقریبا ده بود رفتیم توی بخش با نی نی و داستان دو ساله ما شروع شد 😍🌹