۱۹ پاسخ

من از مهمونی بدم میاد

با این گرونی مهمونی که بیشتر حالمونو بد میکنه

باهیچی حالم خوب نمیشه فقط دنبال اینم دخترم خوش باشه

هیچ کار از دستم برنمیاد
کسی ام درک نمیکنه درگیر مشکلات خودشون
مثل چی پاچه همه رو میگیرم

قهوه خوردن خرید ی دور زدن با ماشین این خوشی های کوچیک مونده فقط

من که همش لحظه ای حالم خوب میشه همش در سعی و تلاشم رفت و امدو خیلی دوست دارم ولی با دوستای قدیمی قطع ارتباطیم الانم که دوست پیدا نمیشه نمیدونم این اوضاعو چجوری درست کتم واقعا نیاز به چندتا دوسته پایه دارم که بچه های همین سامم داشته باشن

با بیرون دور زدن
اصلا اخبار گوش ندادن
با صحبت کردن با کسایی که دوسشون دارم و چیزاهای که دوست دارم بخرم

حوصله خودمم ندارم چه برسه به مهمون

وای من‌بعد از مدت هااااااا دوتا دوستامو فردا دعوت کردم خونمون
تااین لحظه صدبااااارپشیمون شدم از بس هرجارو تمیز میکنم دوباره گند میزنن بچها توش
واقعا ارامش ندارم بخواد مهمون بیاد

من حالم بد باشه همسرم انرژی مثبت اش زیاده . مثلا میگه. چای درست کن بریم بیرون. هوا ازاد بشینیم بخوریم صحبت کنیم...یا میگه بیا باهم ورزش کنیم.

مرگ بر آمریکا

منم این روزا خودمو با آشپزی و کارای خونه انگیزه ی جدیدم کاهش وزن سرگرم کردم

دیگ هیچی قشنک نیست امروز ک رفتم خرید هیچیم نتونستم بخرم قیمتا فضایی بودن فقط شرمنده بچم شدم اومدم خونه

دیگه هییییچی خوب نیست....

هیچی
قبلا با خرید رفتن و فروشگاه رفتن و پارک حالم خوب می شد حالا هیچ کدوم اینا حالمو خوب نمیکنه حتی از جمع و دور همی هم دیگه خوشم نمیاد .فقط دارم روزهامو میگذرونم

هی خواهر هرچقدر هم خودمونو سرگرم کنیم بگیم همه چی عالیه مهمونی بریم مهمون دعوت کنیم ته تهش یکی هست ک ضد حال بزنه اون همه خوشی یکی دوروز رو فاتحه بخونه توش حالا هرکی میخواد باشه شوهر مادر شوهر یا خانواده شوهر از این دنیا و آدماش بلانسبت متنفرم چشم دیدن خوشی کسیو ندارن

مهمون نمیخوای😂😂

هیچی طلا میفروشیم خرج میکنیم😁😶

یه چیزی میخرم حالم بهتر میشه لباس کفش و اینا

سوال های مرتبط