برای مهمون کوچولوی توی دلم مینویسم✍🏻🩵👶🏻
پسر کوچولوی من که هشت ماهه مهمون وجود منی داریم میرسیم به آخرای این سفر سخت و پر چالش🥹
میگم سخت و پر چالش چون دوتایی مون خیلی اذیت شدیم تا اینجای‌مسیر(حتی اطرافیان مون)
هفت هفته بودم که از شدت تهوع و بیحالی متوجه بارداریم شدم🥲از همونجا این تهوع با ما بود تا ۶ ماهگی
انقدرم شدید بود ک با هیچ سرم و آمپولی کنترل نمیشد و زده بود به کیسه صفرام🙄 از ۱۶ هفته استراحت مطلق شدم و ۱۸ هفته با سرویکس ۱۸ سرکلاژ اورژانسی شدم😮‍💨گذشت تا ی خورده اومدیم بالا متوجه شدم یکی از ماهیچه های رحمم به صورت منظم منقبض میشه و شروع داروها و آمپولای ضد انقباض بود😅گذشت بالاخره تا به سی هفته رسیدیم و شروع انواع دردها ک مهم نیس باید تحمل کرد فقط🦦از ۳۱ هفته هم احتمال زایمان زودرس دارم قشنگ پکیج کاملی هم برای خودم😂
خلاصه مسیر پر پیچ و خمی رو باهم طی کردیم😁
دیار قلبم🩵پسر کوچولوی ما ازت ممنونم که پا به پای من این مسیرو اومدی🥹 چیزی نمونده تا بغل کردنت دردونه🫶🏻فقط از خدا سلامتی تورو میخوام
ممنون میشم آرزوها و دعاهای خوب کنید برای من و پسرم🥹❤️

۱۴۰۵/۲/۳


_ وسیله های کوچولو خان 👶🏻



بارداری بارداری بارداری فرزند فرزند بارداری بارداری فرزند فرزند بارداری فرزند 🌸

تصویر
۸ پاسخ

عزیزم انشاالله سهی سالم مسافر کوچلوتو بغل بگیریش 🐥✨️
گلم میشه بگی وسایل رو از کجا خریدی و اگه اسم مغازه رو یادت میاد ممنون میشم🙏🏻

ای جونم از کجا خریدی قیمتشون چقدر شد؟؟

عزیزممم خداروشکر ک صحیح و سالم تا اینجا رسیدین😍😍 انشالله بقیه مسیر راحت تر باشه

اینشالله که بسلامتی نی نی های قشنگمونو بغل بگیریم تا بتونیم این مسیر سخت رو فراموش کنیم

منم خیلی درد و سختی کشیدم
۷سال پیش بخاطر تصادفم لگن و کمر و ران وساق وزانوی پاهام خورد شد وعملش کردن ومتاسفانه عفونت استخوان گرفتم زود زود عملم میکردن و چندبار پیونداستخوان شدم وزود زود پامو شستشو میدادن .بعدش درگیر تومور چشم شدم ویه چشممو از دست دادم بعداز۸سال زندگی دکترا اجازه بارداری دادن باردار ک شدم اولش هوب بود تا سه ماه بارداریم عفونت زیاد شد مجبورشدن پاموعمل کنن بعدشم مسکن نزدن بهم خیلی درد کشیدم

سلام ببخشید
این وسایل کوچولو را کجا خریدی؟
خیلی قشنگه همش ست هست

الهی عزیزم چقدر شرایطتت مثل منه اره واقعا مادرای سرکلاژی خیلی شرایط پرپیچ وخمی دارن انشالله ماهم این چندوقتمون سلامت بگذره و کوچولومونو سلامت بغل کتیم

انشالله صحیح وسالم بغلش بگیری
توام برای من دعا کن

سوال های مرتبط

مامان آیه🐣🎀 مامان آیه🐣🎀 ۹ ماهگی
و بلاخره سلام به ماه نهم ...🥲
دختر قشنگ من🎀
باورم نمیشه این مسیر از همون اولش که بعد از کنکور ارشد فهمیدم توی دلمی و سفر روسیه ای که ویار و تهوع شدید شروع شد و ۲۱ ساعت ناشتایی از شدت تهوع توی فرودگاه...که تا چهار ماه هم ادامه داشت،با وجود کلیه پیوندی(ممنون از محمدجواد عزیزم که خودش پر کشید و یکی از کلیه هاش توی بدن منه و به وجود و رشدِ آیه خانم کمک کرد و مارو تا اینجا رسوند)و با وجود همه این روزای سخت و حساس ولی شیرین،رسیدیم به ایستگاه آخر و ماه نهم ...
خدای مهربونم ازت خیلی ممنونم که به من اجازه دادی که مادر بشم با وجود همه مشکلاتی که بود منو دخترمو یاری کردی که برسیم به اینجا ...💕
از ته قلبم امیدوارم هر کسی که در انتظار و آرزوی فرزند هست،خدا به دلش نگاه کنه و این حس قشنگ رو نصیبش کنه ...
و تمام مادرایی که این مسیر سخت و پر چالش رو دارن طی می کنن،به وقتش و به سلامتی نینی هاشونو صحیح و سالم بغل بگیرن🤍
این سه هفته و خورده ای باقی مونده هم،الهی که به خیر و خوشی بگذره و با بغل گرفتن شون،به آرامش برسیم و تمام سختی ها از یادمون بره🌱✨
_بماند به یادگار از پنجمین روز ِمهر ماهِ هزار و چهارصدوچهار🍁