۴ پاسخ

🥲💔منم همیشه فکر میکردم هر چی بخوامو میتونم به دست بیارم
غرور منو خیلیییی گرفته بود
ولی رفتن بچم بهم نشون داد که نه اینجوریام نیست🥲 در یک ثانیه همه چی میتونه بهم بریزه
حکمت خداروشکر
هر چی خدا بخواد همون میشه

خیلی ناراحت شدم واس عزیزم انشالله که به زودی خدا یه بچه سالم صالح بهت بده

ایشالا جاش ب زودی پر شه برات عزیزم

تجربه تلخ منم
1404/5/30😭💔
قطعا همینطوره منم به همین نتیجه رسیدم که به زور نباید چیزی از خدا می‌گرفتم

سوال های مرتبط

نازنین (🌱نهال🕊️) نازنین (🌱نهال🕊️) قصد بارداری
همیشه وقتی بحث بچه میشد تو دلم میگفتم خدایا یعنی میشه منم یروزی دختر دار بشم؛ هرکی اینجا میگفت به رسم گهواره دنیامون صورتی شد تو دلم میگفتم یعنی میشه منم چند وقت بعد این پیام و بزارم
همش میگفتم خدایا اولی رو دختر بهم بده خیالم راحت بشه که یه همدم دارم
(واقعیت موقع اقدامم خیلی تلاشم بر این موضوع بود)
پارسال روز دختر رفتم یه لباس دخترونه گرفتم و یه کیک عکس گرفتم به نیت سال بعدش که خدا بهم نصیب کنه؛ ولی امسال روز دختر اونطور که در نظر داشتم نبود، اونطور که خواست و حکمت خدا بود شد که شکر❤️
من بعد از انتی خودمو باختم کلا؛ خیلی از زمان انتی به بعد سخت گذشت بهم؛ چون نمیدونستم چی قراره برام پیش بیاد (انتی خیلی بالا بود و اصلا امیدی نداشتم)
وقتی که جواب شفاهی و اولیه آمینو گفت جنسیتش هم دختره ؛ تموم بند بند وجودم تیکه شد …💔
کلا حرف برای گفتن زیاده ولی همه اینارو سربسته گفتم که بگم منِ نوعی فهمیدم که نباید به زور از خدا چیزی میخواستم؛ باید فقط از خدا بخوایم بچه سالم بهمون بده، منی که این مدت واقعا پیر شدم از شب و روز هایی که گذروندم میفهمم که فقط فقط فقط باید خدا بخواد برات
امیدوارم که خدا به من و کسایی که تجربه تلخ مشابه از دست دادن فرزندشون و داشتن یه نظری داشته باشه و لطف و رحمت و بزرگیش و در آینده نصیب ما بکنه و خودش هر وقت صلاح بدونه و هرچی خودش صلاح میده که برامون خیر باشه یه بچه سالم به ما بده
نمیدونم دیگه چی بگم
خیلی ذهنم آشفته است؛ فقط خواستم یه دلنوشته ای کوچک داشته باشم بلکه سبک بشم…💔
.
.
.
.
.
.
.
۱۴۰۵/۰۲/۰۵💔 دخترم پیش خدا جات امنه
فرفری🧡 𝔦ù𝕚🌱 فرفری🧡 𝔦ù𝕚🌱 قصد بارداری
دای مهربونم، سلام. می‌دونم که صدامو می‌شنوی، حتی اگه زبونم قفل شده باشه و نتونم درست حرف بزنم. خدایا، شش سال… شش ساله که منتظرم. شش ساله که هر ماه با امید شروع می‌کنم و با ناامیدی تموم می‌کنم. دیگه خسته شدم، خدا. خیلی خسته شدم.

خدایا، تو شاهدی که چقدر دلم بچه می‌خواد. تو می‌دونی که چقدر این آرزو برام بزرگه. هر روز با فکرش بیدار می‌شم و با حسرتش می‌خوابم. خدایا، چرا منو لایق مادر شدن نمی‌دونی؟ مگه من چه گناهی کردم؟

خدایا، این روزها خیلی دلم شکسته. هر بار که یه مادر با بچه‌اش رو می‌بینم، قلبم یه جوری می‌شه. انگار یه تیکه از وجودم رو دارن با خودشون می‌برن. خدایا، منم دلم می‌خواد مادر باشم. منم دلم می‌خواد بچه‌مو بغل کنم، ببوسم و بزرگش کنم.

خدایا، می‌دونم که نباید ناشکری کنم. می‌دونم که تو صلاح منو بهتر می‌دونی. ولی خدایا، دیگه طاقت ندارم. دیگه نمی‌تونم این همه درد رو تحمل کنم. این همه انتظار داره منو از پا درمیاره.

خدایا، کمکم کن. بهم صبر بده، بهم امید بده، بهم یه نشونه بده. بهم نشون بده که هنوز امیدی هست. بهم بگو که منم یه روز مادر می‌شم.

خدایا، تو تنها امید منی. تو تنها کسی هستی که می‌تونه این درد رو از دلم برداره. پس کمکم کن، خدا. خواهش می‌کنم کمکم کن."😭😭😭😭گ