۶ پاسخ

متاسفانه به فرهنگ خانوادگی بر میگرده و درست شدنی هم نیستن و مجبوریم به تحمل😕

تو هم مثل خودش رفتار کن اون بی محلی می‌کنه تو دوبرابر

من سال ۹۹چشممو عمل کردم همون سال شوهرمو شناختم
روز عمل میخواست بیاد یه دفعه گفت من نمیام خودم اسنپ گرفتم رفتم عمل کردم و اسنپ گرفتم برگشتم
روز اول درد شدید و کلافه کننده داشتم و گشنمم شده بود یه غذا یه نون خالی هم دستم نداد با همون ناله من خوابید من جای اون بودم دلم نمیومد بخوابم
گشنم بود مثل کورها دستمو به در و دیوار مالیدم تا تونستم برم کنار گاز کتری روشن کنم و چای بزارم که چای شیرین و نون بخورم

خابید بزار یخ بزنه پتو ننداز روش بهت گفت بگو عه اصلا حواسم بهت نبود بسوزه

باادما باید مثل خودشون رفتار کنی بهش بی توجه باش خودش میاد طرفت

بی ادب بود...
اما شما یه بار تو حال خوب بهش بگو ک دلخورم ازت البته بدون دعوا و داد واینا...

سوال های مرتبط

مامان حلما نمک مامان حلما نمک ۳ سالگی
سلام وقت بخیر کسی میتونه کمک کنه ؟ من یه پسر 6 ساله دارم که کلا از نوزادی ترسو بود و خیلی وابسته یه مدت قبل عید خیلی روش کار کردم مثلا در حد نیم ساعت با خواهر 4 ساله اش میموند خونه من تلفنی میگفتم کجام دارم خرید میکنم الان میام. میرفت تواتاق خودش می‌خوابید خودش میگفت شما نیاید شبا هم خودش میرفت دستشویی ما عید اسباب کشی کردیم و اومدیم خونه جدید ار وقتی اومدیم اینجا با اینکه اتاق مجزا دارن بچه ها نه با خواهرش تو اتاق می‌خوابه مدام میگه بابا بیاد پیشم نره بیرون شبا برای دستشویی و آب مارو بیدار میکنه گریه الکی میکنه که چرا هیچکس پیشم نیست خواهرش هم از خواب انداخته و حتی پنج دقیقه هم نمیمونه من برم انباری پایین بیام . چیکارش کنم دارم با گریه مینویسم روانمون رو بهم ریخته شب به زور ساعت 10 میریم تو رختخواب خواهرش پنج دقیقه ای می‌خوابه این تا یک الکی بیداره یک می‌خوابه 9 صبح بیدار میشه نمیزاره خواهرش بخوابه دخترم تا 12 می‌خوابه ولش کنی ظهرا نمیخوابه شبا قبل خواب به هربهانه ای الکی گریه میکنه حتی اگه کلا دل به دلش هم بدی گریه میکنه اسم خواب میاد انگار میخوان جونشو بگیرن . خسته ام از دستش دیوانه ام کرده بد اخلاقه برای کم خوابی ولی باز هم نمیخوابه چیکار کنم کسی راه حلی داره؟