۳۳ پاسخ

هیچی خستگی شدید خودم خیلی خسته روحی جسمی هم دو تا پشت هم یکم ب استراحت نیاز دارم

کمک‌نکردن و دخالت بیجا

افسردگی بعد از زایمان پدرمو در آورد

دست تنها بودن

بزرگترین چالشم تا همین الان دادن شیرینی و کیک و نوشابه به بچم و دلسوزی های بیجاشون😑😑😑

منم ولله همین دخالت ها
مخصوصا که بخوان تو خوردو خوراکش دخالت کنن و هرکوفتی رو به خورد بچه بدن
مثلا شکلات میدن مخالفت کنم نشون بچه میدن اونم طفلی بچه اس میخاد میگن ببین دلش میخاد
اون لحظه میخام طرف و خفه کنم

خستگی شدید و وقتی ک مریض میشد خیلی اذیت میشدم😮‍💨

اینکه تا بچه سرفه میکنه همه از مادر میبینن
ولی اینهمه زحمت و شب بیداری رو کسی نمیبینه

کولیک شدیدش بعدش رفلاکس و نداشتن کمکی

تحمل نظرات پدر بچه تو بدترین شرایط🤦🏼‍♀️

وایییی زیاده میخام برم جرشون بدم😬💪😤😤😤

و اینکه هر کوفتیو میدن ب بچه و گوش نمیدن ب ادم اینقد شکلات ب خورد بچم دادن ی دندون سالم نمونده براش

راستش بچه هام پشت هم اینقد خصتم ک نگو افسردگی های شدید ک فقط خودم از پس خودم اومدم بدون روانشناس ی شوهر بی تفاوت و بیشتر دخالت های بیجای خونواده شوهرم نمک رو زخمم بود اینجور کن اینجور نکن فلان بهمان تو مادر نیستی شیر خودتو ندادی .... هوففف

خسته ام مص اسیری ک ب هنگام فرار یادش افتاد کسی منتظرش نیس نرف🩹💊

خوابش، فقط خونه خودمون خوب میخوابه
هیچ جایی نمیتونه بخوابه ،واسه همین جایی نمیتونم برم

اعتصاب شیر از دوماهگی تا الان ،ویروس کرونا نه ماهگی ده روز بستری،کلا مخصوصا تا یک سالگیش رسما نابود شدم

افسردگی

عصبی تر و پرخاشگر ترررررر شدم خیلی خیلی خیلی خیلی زیاد

چالش بدغذایی😬😪

افسردگی بعد زایمان و تنهایی بزرگ کردنش تا الان‌ هیچ کمکی نداشتم

غذا نخوردن شیر ونخوردن وزن نگرفتن رفلاکس

از دست رفتن روانم

دست تنها بودن و تنها بودن تو خونه همسرم میرفت سرکار

عزیزم بهت درخواست دادم

وای وای وای چرا بچه غدا نمیخوره اخ چرا لاغر هنوز اخ چرا این مدلی راه میره یعنی از هرچی ادم گوه خور متنفرم اخ بچه فلانی داره عین بلبل حرف میزنه

بزرگ ترین چالشم کولیک و رفلاکس بود با کم وزنی بچم

غذا نخوردنش فقط

عزیزم ماشاالله چقد ناری

غذا نخوردنش وزن نگرفتنش

خیلیییییی سخت غذامیخوره بزرگترین چالشم اینه یعنی هیشکی نمیتونه به جز به پسرم غذا بده فقط من راهشو بلدم😫

شلوغ بودن مهرسام وخسارت زدن به همه چی کل وسایلمون داغون شده

بینی تو کجا عمل کردی عزیزم ؟

غذا نخوردن بچه،اولش که سینه مو نمیگرفت،پاره شدم تا بگیره،بعدش شیرم کم بود باید شیرخشک میدادم،البته طوری باید مدیریت میکردم که شیرخودمو پس نزنه،هر از گاهی وسطاش پس میزد،باز جر میخوردم تا سینه مو بگیره،بعدشم که تایم غذابود غذا خوب نخورد،الانم پاره م از دستش

سوال های مرتبط