۲۵ پاسخ

به این فکر کن چقدر اون لبخند و ذوقی که داره قشنگه،
پسرت دقیقا عین دختر من، باز من این اخلاقا رو برای پسرا طبیعی تر میبینم تا دختر،، اصلا اضطراب جدایی یا ترس نداره، روزی دوساعت میبرمش پارک، اصلا یه جا بند نمیشع، بلده از سرسره استفاده کنه اما عمداً روی شکم و با صورت میاد پایین، امروز چونه اش زخمی شد، یهو میره جلوی تاب بازی کردن بچها و میدوعم‌بگیرمش اون بیشتر فرار میکنه، با اینکه خیلی اذیت و‌خسته میشم اما برام مهم نیست، چون بچم داره لذت میبره و توی دنیا کودکانه اش درکی از ناراحت شدن من نداره، و از نظر اون داره از محیط بیرون نهایت لذت رو میبره و کلی ذوق داره و اینجوری انرژیش رو خالی میکنه، ما هم باید سعی کنم از دید اونا نگاه کنیم، تا بتونیم بهتر بچهامون درک کنیم و لذت ببریم،

بچست و همه بچها اینجورین 🤪🤪😁😁😁😁

دختر منم همین بود هرکیو میدید دنبالش میرفت منم میدوییدم دنبالش....
تا اینکه یه روز دختر همسایه بهش گفت بیا بغلم این زرتی منو فروخت رفت بغلش بعد دختره گفت با مامان بای بای کن بریم
اینم بای بای کرد
منم گفتم عههه باشه من رفتم از پیچ کوچه رد شدم صدا گریشو شنیدم اومد بغلم دیگه هیچ جا نرفت.
متوجه شدم چون همیشه دنبالش بودم خیالش راحت بوده که هستم و تنهاش نمیزارم.
چندبار تو خیابون باهم راه میرفتیم هی میگفت بغلم کن بهش میگفتم بیا وگرنه من میرم و واقعا هم چندقدم میرفتم و اون انگار نه انگار ..برا خودش میگشت.
ولی اینکه بغل یکی دیگه گذاشتمشو رفتم ترسید واقعا.

هنوز خیلی کوچیکه صدرا هم همینه حالا شاید مث پسر شما ن ولی ی مدل دیگه س اذیتاش از روی هر وسیله ای بالا میره چهار پایه صندلی جاروبرقی مبل دوست داره بالا بشینه یا وایسته هرچی رو برمی‌داره بخصوص چاقو عاشق چاقوئه 🥲😬جیغ میکشه فرار میکنه خیلی ازاین کارش میترسم دنبالش نمی‌کنم انقد اسرار ک خودش بیاد بده میاد میده ذوق میکنه یا بیرون میریم دستشو نمیده میخاد خودش بره با هرکی هم بیاد خونمون رفیق فاب میشه باهاش میره میره بغلش عاشق مهمونه 😂😂و و و و ....منم رد دادم والا بچه ها ی نسل جدید مارو تربیت میکنن ن ما اونارو😁😬

اینا که خوبه پسر من در کنار اینکارا یک هفتس از صب کله افتاب جییییغ تا شب ک بخوابه وسایل پرتاب میکنه موهامو میکشه اصن نگم برات
اینم بگم که همین الان ی دل سیر گریه کردم خستم خسته
همش کفر میگم
ولی اینو میدونم ک دیگه محالههه بچه ی دیگه ای بیارم

پسر من نه تنها اینطوره تازه تا برمیگردیم خونه بیشتر شارژ شده تا تخلیه انرژی،برا خوابوندشم پدرم درمیاد.باز تو یه مرحله از من بهتری

شکر و شیرینی میخوره ؟؟

والا پسر من ماشاالله اینقدر فضول و کنجکاوه دیگه نمیشه ک بچه رو کتک زد 😐 هر چقدر هم خسته بشم اذیت بشم
باید تحمل کرد چون اونا دنیای خودشونو دارن باید با همه چیز آشنا شن همه چیزو کشف کنن

بخدا دختر منم همینه تازه هر جا میریم وقت برگشتن خونه داستان داریم جیغ و گریه که ددر خونه نریم اون از همه بدتره

ملورينم همينه من واقعا عصبي شدم

اتفاقا چند روز پیشا با خالم اینا رفتیم امامزاده فقط میرفت مقصد نداشت دست میزد تو باغچه اش خودشو خیس میکرد میشست رو زمین اکثر بچه ها همینن باید بیخیال باشی حالا اینکه دنبالشی هم سختیش تا دوساله بعدش مستقل تر میشن

الان من بگم پسر منم دقییییقا همینه میگی الکی میگم؟😂🤦🏼‍♀️بخدااا ک همینه مال منم

اگه بگم دختر منم همینطوره دروغ نگفتم هر جا میریم من عین بادیگارد دنبالشم ثانیه ای پیشم نمیشینه 🥴

چون تازه دارن دنیارو کشف میکنن شاید باورت نشه دختر من ی هفته بود گیر داده بود به گچ دیوار خونه همش میپرسید این چیه بعد با ناخون میکشید رو ی قسمت دیوار و میخورد گاهی هم زبون میزد الان اون قسمت گچ فرو رفته. ولی الان از سرش افتاده

دختر من از اوناس که میچسبه به مامانش ،ولی باور کن اینم خیلی سخته،میبرم شهربازی جای اینکه کیف کنه بخواد بره بازی کنه حتی یه لحظه از بغلم پایین نمیاد بخوام بذارم پایین جیغ و گریه ،انگار زمین میخورتش

ببین بچه های ما الان درکی از اینکه سمت غریبه نره نداره و الان کنجکاون و دوست دارن همجا برم و ببینن.من دخترم سمت همه می‌ره بیرون هم میریم ما باید دنبال خانوم بدوییم. دلش میخواد به گل و درخت علف و اشغال و ..... دست بزنه. جدیدا خودم میزارم گل و درخت و سبزه رو لمس کنه چون اولین باره داره اینارو میبینه و درکی از اطراف نداره مث اون پیام بازرگانی ک پسره نابینا بینا شده بود همش از پدرش میپرسید این چیه اون چیه دختر منم همش می‌پرسه این چیه و باید توضیح بدم.

عزیزم پسر اول من اصلا اینجوری نبود و خیلی محتاط بود
الان دومی مث بچه شماس و باید همش دنبالش باشم
واقعیت اینه که هر بچه ای یه مدله مال شمام اینجوریه دیگه
بعضی بچه ها سختن

مال منم همینه بچه های مردم ور ننه هه تکون نمیخورن من باید هی دنیال این بدوعم خستم کرده به خدا خیلی بده

پسر منم همینه
بیشتر با باباش میریم ک جمعش کنه
منم مث تو حوصله و حال نداره

پسر منم همینه

من دوتا دختر سه ساله با یک ساله دارم هر وقت میرم بیرون جونم در میاد
الان یه ماه دم در هم نمیرم اینقدر که من عصبی و کلافه میکنن
دوتاشون درست عین پسر خودتن

منم جرات ندارم با بچم جایی برم، تو بغلم که باشه هی میخاد خودشو پرت کنه پایین، وقتی بزارمش راه بره هر طرف دلش بخواد میره منم باید دنبالش باشم ، هی میره دست میزنه رو زمین اشغال برمیداره، تو مغازه برم همش میخواد وسایل داخل مغازه رو برداره

والا که بچه ی مام همینه ‌.صبوری کن فقط .

اوف دختر منم میدوعه می‌ره براش مهم نیست می‌ره همینطوری میرم دنبالش بیشتر فرار می‌کنه

پسر منم همینجوریه چند شب پیش رفتیم بیرون این انقد هر طرف میدوید ب همه چیز دست میزد سنگ برمی‌داشت ب بالا پرت میکرد سرش رو می‌گرفت پایین که سنگ ب سرش بخوره منم همش دنبالش می دویدم آخر من خسته شدم پس اومدم خونه تو خونه هم همش دنبالشم چون میرع ی جای بالا وایمیسته خودش رو میدازه پایین میترسم دست یا پا زبونم لال بشکنه

سوال های مرتبط