۱۲ پاسخ

عزیزم...واقعا سخته...خدا قوت و خسته نباشید...بنظرم ۲-۳ روز در هفته یا پرستار کودک بگیر یا به اندازه ۱-۲ ساعت بذارش یه مهد کودک یا به یه مربی توی خانه بازی پول بیشتری بده که همه حواسش رو بده به بچه ت و خودت یکم استراحت کن توی این مدت...بی خوابی واقعا آدم رو عصبی میکنه..در مورد بازی هم من تجربه ی خودم با دخترم به این صورته که بهش میگم مامان میخواد مثلا ظرف بشوره و از قبل پازل براش میخرم (۲-۳ تا نسبتا آسون) و میگم هرموقع اینارو کامل حل کردی میام پیشت که با هم بازی کنیم بعد یکم میام پیشش بازی میکنم و دوباره پازل ها رو میریزم زمین..یا بساط آبرنگ رو میذارم توی حمام یا بالکن میگم بشین نقاشی بکش..یا تفنگ حباب ساز خریدم میذارمش توی حمام و دخترم ۱ ساعت با حباب ها بازی میکنه..یه وقتایی هم دست به دامن کارتون و آهنگ تصویری و انیمیشن و اینا میشم..بازی با حبوبات و یا رشته ماکارونی یا ماست رنگی یا شن بازی یا خمیر بازی هم جزو بازی های سرگرم کننده ی طولانی مدت هستن..در خصوص خواب فرزندتون هم با چراغ خواب و عروسکایی که دوست داره بخوابونینش شاید از تاریکی یا تنهایی میترسه (یه عروسک رو فقط موقع خواب بذارین توی تختش تا عادت کنه بهش؛ عروسک رو ترجیحا توی کمد لباسی خودتون بذارین ۱-۲ روز تا بوی تن شما رو بگیره و فرزندتون براساس آشناپنداری باش انس بگیره و کم کم بشه عروسک خواب ش)..یه مقدار در روتین زندگی و حفظ قوانین خونه باید قاطعیت بخرج داد گاهی..شاید اگر چند دقیقه گریه هاشو نشنیده بگیرین خودش آروم بشه

قطعا مشاوره بگیره
وابستگی هم بچه هم مادرو از بین میبره
دختر منم همین بود من خواب و خوراک نداشتم تمام موهام ریخت تو سرم ضعف میزد

پسرمنم خیلی وابسته اس میزارم سر جاش بخابه بلن میشه میاد پیش من میخابع

من تا همین دو سه ماه پیش اصلا همیشه کنارم بود ایهان
شدیدا وابسته بودیم یه آرایشگاه رو به چه سختی میرفتن
فکر میکردم بدون من جایی نمیتونه بخوابه یا چند ساعت بمونه اما با اتفاقاتی که برا خانواده همسرم افتاد یه شب بدون من خوابید خونه مامانم اینا از صبح تا شب کنار خواهرم میموند
الانم شبا میگم برو با بابا بخواب تا من ظرفارو بشورم با فلان کارو بکنم

نیگاه اصلا باهاش نجنگ یا تهدیدش نکنید
بذار اون روی تخت بخوابه بعد تو پایین تختش بخواب، یا باهمدیگه کنار تختش بخوابید، اینقدر بخواب تا بالاخره دیگه بیدار نشه و اعتماد کنه بهت که از پیشش نمیری ، بعد کم کم ازش فاصله بگیر مثلا بذار روی تخت بخوابه تو نزدیک در اتاق ، بعد برو توی هال، شاید این روند چندماه طول بکشه ولی جواب میده
برای وابستگیش حتمما ببر مهدکودک روزی ۲ ساعت، چندماه خودتم توی مهد بشین بعد که از تو جدا شد و رفت سراغ بچه ها بعد تو برگرد

فکر کنم شیر خودتون رو میدادی اینجوری شده، پسر و دختر من اصلا وابسته نیستن بهم پسرم که کلا با مامانمه،، کلا جدا میخوابن از من شیر خودم رو دخترم نخورد، پسرم تا شش ماهگی خورد

دختر منم خیلی وابسته است .
کاملا درکت میکنم
پسرم هم هفت سالشه از شدت وابستگی آبجی حساس شده اون هم انگار دو ساله شده برام
دوست دادم فرار کنم

دقیقااا پسرمنه

وای من امید داشتم پسرم بزرگترشه بهتر میشهههه😐🤦🏻‍♀️
شما شیر خودتو میدادی؟ مهدیار هم خیلی به من وابسته ست هر زمان از کنارش تکون میخورم گریههه یا برای خوابیدن فقط باید زیر سینه باشه🤦🏻‍♀️

وای شایلینم بدجور بدقلق شده
نمیذاره از پوشاک هم بگیرمش
قطره ای جیش هم نمیکنه تو دستشویی

واقعا سخته درکت میکنم
دندوناش نمیخواد بیرون بیاد ک این همه وابسته شده
دختر من موقع دندون در اوردنش همینجور وابسته میشه
رنگ انگشتی بگیر بزار تو حمام خودت بیرون وایسا بزار بره بازی کنه باهاش بکشه به دیوار
ک چند دقه خودش سرگزم بشه
یا ی ظرف ارد بهش بده بازی کنه سرگرم بشه چند دقه دور بشه ازت نچسبه بهت

پسرمنم خیلی وابستمه

سوال های مرتبط