مامان من نزدیکه اما یادم نمیاد دخترمو نگه داشته باشه.
ن خودش استقبالی میکنه ن دخترم.
مگر اینکه کار واجب داشته باشم و ببرم اونجا بخوابونم و تا از خواب برمیگرده منم برگردم خونه دگ.
وگرن نمیمونه
خونه خودم مادرم ی چهل دیقه راهه
مادرم اسقبال میکنه از خودشه
دخترم استقبال میکنه و خیلی دوس داره پدرم مادرم
اما شوهرم نمیزااااره چون شکاک
بد چشه همه اینجور میبینه
برو خداروشکر کن دور هستند نهایت دوبار یچه را میگیرن برای بار سوم میگن خودت میدونی باید نمیآوردی.یکبارم که بچه را میگیرن صد بار میگن اینکار و کرد اون کارو کرد اذیت کرد .دیگه از خودتم سیر میشی .حالا فرضا میگی نیستن وتمام دیگه اعصابت خورد نمیشه
والا مامان من نزدیکمه .شاغلم هستم .صبحا نگه میداره .دیگه روم نمیشه موقع خستگی هم ببرم پیشش بذارم
مامان منم نزدیکه اما سنی ازش میگذره حال حوصله بچه نداره در حد یکساعت
مامانم نزدیکمه.من خیلی میگرنم میگیره.اینجوری مواقع سریع به مامانم میگم بیاد دخترمو ببره یا جفتمون باهم میریم اونجا.مادرشوهرمم خیلی دخترمو نگه میداره خونه اونام نزدیکه
اخ گفتی منم دلم یه تنهایی بازار رفتن میخواد گشت و گذار بازار گردی میخواد
بگردمت اره واقعا من الان حوصله نداشتم بردم گذاشتم اونجا اومدم تنها تو خونه خودم🥲
پسر من بدبختی نصف شبم برم دنبالش با گریه میاد که من میمونم
مامانم نزدیکمه ولی دخترم پیش کسی من نباشم واینمیسه
حالا ب من التماس میکنن کبذارمش پیششون نمیذارم یا شبا بذارم تنها پیششون بخابه
چندشب پیش با گریه خودش و زورکی مامانم بردنش صبح زود رفتم اونجا 🤣🤣بابام میگفت میذاشتی صبح بشه بعد میومدی اصلا طاقت نبودنش ندارم
حالا ازما که نزدیکن خیلی نگه میدارن🚶♀️
اونقدرام خوب نیست که به نظر میاد
من اولاش زیاد میرفتم تا اینکه اسباب کشی داشتم ۲-۳ روز صبح تا بعد از ظهر بچم اونجا بود همه کارای اسباب کشیمو خودم کردم و مادرشوهرم
بعد که رفتم بیارمش گفت خیلی میاین اینجا و من نمیتونم با اینکه من بچه اولم مامانم سنی نداره
منم خیلی ناراحت شدم بردمش پیش مادرشوهرم اونا نگهش دارن تا پرده هارم بزنیم
۲ ساعت بعدش رفتم بیارمش بچم بیچاره جیش کرده بود نم داده بود ولی مادرشوهرم اینا نمیتونستن عوضش کننا سنشون بالاست انقدرررر گریه کردم که نگو
بعد از اون خیلی کم میرم همش بهونه میارم امروز زنگ زد گفت دیگه نمیای گفتم مهمون دارم
واااای دقیقاااا
منم ی روزای دلم میخواد فقط یکی یک ساعت نگه اش داره من براخودم باشم
خداحفظش کنه منکه15 ساله کلا ندارمش
من ۵ سال دور بودم از عید پیششونم
واقعا ۷۰ درصد کارام کمتر شده
ره واقعا منم خیلی دلم میخواد مخصوص وقتایی که مریضم
حق تا ابد
مامان منم دوره ازم ولی هفته ای دوروز میرم اونجا میمونم بچمو میذارم براشون ماشین بابامو برمیدارم میرم دنبال کارام هرکار داشته باشمانجام میدم نگه میداره برام
من نزدیکم ی دقیقه هم نمیشه و جونم ب مادرم وخواهر وصله چقدررر کمک حالم هستن الان خاهرم عقد کرده غصم گرفته اگه شوهر کرد رفت من چیکار کنم با این ک مامانمم دخترمو نگه میداره
مامان من نزدیکمه، اما یک ساعت هم حاضر نیست بچمو نگه داره ، اصلا حوصله ندارن تازگی ها به خودمم اجازه نمیدن زیاد اونجا برم ، داداشم میگفت لطفا میای اینجا بچه رو نیار با خودت !!!😵💫
ای که حرف دلمو زدی ولی با ده ساعت فاصله همیشه حسرتشو دارم یه روز برم خونه مامان اینا شام بخورم برگردم خونمون یا بچمو توی روز بسپارم برم کارامو کنم
اره واقعا😭
وای اره نعمته و من همیشه ی عالمه غصه میخورم برا اینایی ک ماماناشون دوره....
آی گفتیییی🥺
اره واقعا حق حق حق
واقعا نزدیک خونواده بودن نعمته🥲
شایدم نزدیکشون بودیم کمک نمیکردن .منم خول شدم همش قاطی ام فقطدلم میخواد بخوابم اصلا حوصلشو ندارم
دقیقا همینطوره، بزرگ کردن بچه تو غربت خیلی خیلی سخته، فقط کسی که تجربه ش کرده میفهمه
اصلا هم خوشبحالت نداره😂چون من مامانم چند تا کوچه بالاتره و فک کنم یبار پیشش گذاشتم اونم پام شکسته بود بیمارستان بودم
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.