۱ پاسخ

من روز مرگی این چند روز رو بگم هر روز میریم بیمارستان سوختگی پانسمان پسرم رو تعویض میکنیم بعدم میام خونه مهمان ها میان عیادت
ولی قبل اون که بسوزه صبحانه می‌خورد یکم کارتون میدید بعدم می‌بردمش تو باغ یا گلخونه خودمون یکم میریم خونه مادر یا مادرشوهرم اگر وقت داشتم به داییم و پدربزرگم سر میزنم یا با نویان تو محل و کنار رود خونه پیاده روی و دوچرخه سواری میکنیم البته اینم بگم من شاغلم آموزشگاه نقاشی دارم نویان رو اونجا هم با خودم میبرم روزایی که زمان زیاد دارم سفارش کوکی ایسینگ میگیرم یا کیک اونم نویان میاد مثلا کمکم میکنه

سوال های مرتبط

مامان آقا مهرداد مامان آقا مهرداد ۳ سالگی