۸ پاسخ

من خودم با مادرشوهرم راحت هستم
هر حرفی باشه بهش میزنم اونم انتقال میده ب بقیه
تو هم با مادرشوهرت بگو ک وقتی میری اونجا پسر خواهرشوهرت اذیتش میکنه وقتی میای خونه دخترت عصبی میشه
تا یه گوش زدی ب بچه کنه
یا خودت بگیرش بغل بگو زندایی جون اذیت آبجی نکن اون کوچولو عصبی میشه
یه جور بگو تا بقیه هم بفهمن

نرو چ اجباریه

دقیقا فک میکردم فقط من اینجورم من بخام نرم ینی هر وقت دلم بکشع برم خاهرشوهرم دقیقا خونش کنار مادرشع دخترشون مادرشوهرش بزرگ کرد ۴سالشع من برم اونجا همیشه هست
خیلی دخترمو اذیت می‌کنه هول میده فشار میده اینم گریع جیغ داد می‌کنه دست نزن ب من والا من اونجام همش میگم بهش نکن جالب اینجای ب جرایم گفتع خیلی حساسه رو بچه ارع حساسم با نکن های من بچه رو ب کشتن بده هول میده یع اتفاقی خدای نکرده بیفته مادرشوهرم فقط میگع بچس خواهر زاده هام دوقلو هستن همسن دختر خاهر شوهرم اصلا دست نمی‌زنن ب بچه این چ فتنیع مادرشوهرم لوسش کرده اصلا نکن بهش نمگن رفت آمد بخاطر بچه کم کردم چون میرم راحت باشم یع کم بدتر دیونه میشم برمی‌گردم خونه

نرو خودشون متوجه میشن بخاطرچی نمیری رسیدگی میکنن

خب نرو یا بچه رو نبر

یا نرو یا ب مادرش بگو
بگو خودشون کنترل کنن

دقیقااااا شرایط منو داری کهههه زورش فقط به بچه من میرسه منم هرچی میرسم میگم بخاطر همین باهام خیلی کل کل هم میکنن تازه😑 منم رو بچم حساسممممم

خب نرو دیگه مگه مجبوری هروقت اونا نبودن برو

سوال های مرتبط