۷ پاسخ

تقریبا کمی سختگیر هستیم با همسرم
الانم خیلی مرتب و تمیز غذا میخوره
لباسش کثیف شه میاد میندازه تو لباسشویی
میریم جای هول نمیزنه برا غذا و خوراکی
کسی چیژی تعارف میکنه خیلی قشنگ مودب برمیداره
اصول مون اینه ک تو خونه قشنگ تربیت میکنیم ک بریم جایی راحت باشیم و کسی اجازه نده ب بچه مون تربیت و ادب یاد بده

بچه اگر عزیز باشه تربیتش عزیز تره

خیلی چیزا تو برنامم بود وای متاسفانه چند تربیتی و لوس کردنای مادربزرگ پدربزرگش و گاهیی پدرش باعث میشه ب هیچکدوم نرسم

اینکه با گریه نمیتونه به خواسته اش برسه
دوم اینکه وقتی بگم نه دیگه به بله تبدیل نمیشه

مودب باشه . قوی باشه واعتماد ب نفس خوبی داشته باشه

عزیزم سعی میکنم باهاش صحبت کنم در رابطه با هر مسئله ای وتو آرامش ازش بخوام تصمیم بگیره اینطوری خیلی کمک میکنه.

مودب بودنش واسم مهم بود
ولی وقتی ک با مادرشوهر و بچه های مادرشوهر تو یک ساختمونیم و بچه انواع و اقسام فحش رو میره یاد میگیره دیگه هیچ حررررفی ندارم کم اوردم واقعا
اصلا فکرشو نمیکردم یکروزی بچم چیپس و پفک بخوره شکلات بخوره..رفت پایین و هرروز یچیز دادن دستش وقتی هم میگم نگیرین واسش میگن خودش خواسته خب..
قبلا ک بدون اجازه میبردنش مغازه شوهرم ک گفته نبرینش یکم بیخیال شدن.
بچمم‌دم ب دیقه میگه من برم پایین منم درو قفل میکنم ولی بازم بعضی وقتا انقد گریه زاری میکنه میره🤐🤐
فعلا هم نیمتونیم جابجاشیم تواین شرایط گرونی واقعا نمیشه.

ادب ادب ادب

سوال های مرتبط