امیدوارم بلا از همه دور باشه اما الان توگالریم عکسای سوختگی دست دخترم دیدم گفتم باهاتون به اشتراک بذارم چون
که به نظرم بهتره همه ی مامانا بدونن
ایشالله هیچ وقت پیش نیاد برای هیچ کس اما دونستنش خالی از لطف نیست
تو کامنت عکساشو میذارم


دخترم وقتی سه سالش بود یبار دستش به بخاری چسبید و سوخت
من اون لحظه فقط زیر شیر اب خنک بردم و هیچ چیز نزدم
تا پدرش رفت داروخونه وبهش پماد الفا دادن
بلافاصله یه لایه ضخیم از پماد روش زدم و با کیسه فریزر بستم روشم باند پیچیدم تا فردا صبح باز میکردم و با اب خنک و شامپو بچه میشستم اروم با دستمال خشک میکردم و دوباره پماد و بستن و ۲۴ساعت بعد دوباره شستشو
خیلی خیلی ناراحت بودم و میترسیدم جاش بمونه
روزای اول خیلی گریه میکرد موقع شستن جوری که خودم بغض میکردم اما نمیذاشتم در بره و اروم میشستم و خشک میکردم
تا ده روز اینکارو انجام دادم تا موقعی که دیکه فقط یه هاله صورتی کم رنگ موند رو پوست ، بعد اون سعی کردم هر شب با یکی دوقطره روغن زیتون چرب کنم اون قسمتو تا ده روز بعد کم کم رنگ صورتی هم هی کم وکمتر شد

و الان هیچ ردی ازش نمونده

۹ پاسخ

چقدر خوشحال شدم که ردی ازش نمونده، ماشالله بهت
الهی بلا از همه بچه هادور باشه

آفرین به تو

و این الانه که هیچ ردی ازش نمونده

تصویر

ماشاله مادر نمونه ،خداروشکر،بنظرت این روش برا جای بخیه هم خوبه

پمادآلفا برای سوختگی وزخم خیلی عالیه بخصوص اگه پانسمان بشه
منم خیلی سال پیش وقتی مجرد بودم حدودای شاید ۱۳یا ۱۴سال پیش پام بالای زانوم باآب جوش سوخت دقیق شبیه همین دست دخترتون شده بود البته سطح سوختگی بیشتربود منم اول آب سرد زدم بعدش سیبزمینی رنده کردم گذاشتم که سوزشو کم کنه بعدشم مثل شما آلفا میزدم وپانسمان می کردم خداروشکرهم زودخوب شد هم جاش نموند اصلا حتی هاله هم نموند

ممنون عزیزم چند دقیقه زیر آب خنک نگه داشتی؟ پماد آلفا چند ساعت بعد زدی؟

چه پمادی زدی روش گلم پسرم من سوخته ولی جاش مونده

اینم بگم که اصلا تاولاشو خودم نترکوندم و خودشون به مرور خوابیدن و خشک شدن وکنده شدن

این روندشو تو ده روز اوله

تصویر

سوال های مرتبط

مامان آسناو آرتین مامان آسناو آرتین ۵ سالگی
دلم خیلی گرفته. مدتهاست که من از ته دل نمیخندم. من یه دختر خیلی شوخ و شیطون وتقریبا بی غم بودم. اما من الان با منه 5 سال پیشم خیلی فرق داره. روز به روز که دخترم بزرگتر میشه من بیشتر نامید و ناراحت میشم. دیگه به این نتیجه میرسم قرار نیس دیگه دخترم خوب بشه. الان پنج سالشه اما ارتباطش خیلی ضعیفه گفتارش هنوز ضعیفه. هنوزم من بهش یادآوری نکنم خودشو خیس میکنه. خلاصه که مشکلاتش انقد زیاده که قابل بیان نیس هر ماه حدود 20 تومن خرج درمانشه. فقط به امید اینکه دخترم خوب بشه. کاردرمانی
ذهنی. کاردرمانی جسمی. گفتار درمانی. هر روز به جز جمعه این کلاسارو می‌بریم. امپولای سیتی کولین که هر روز یکی داره. آمپول سربرولایزین که هر فته یکی داره البته این ماه دکتر براش ننوشت بهش استراحت داد و خیلی از داروهای دیگه که نگم براتون چه قیمتایی بالایی دارن اما اصلا جنبه ی مالیش مهم نیس من فقط میخوام دخترم بهتر بشه اما اونجوری که باید نیس قلبم براش تیکه تیکست. و قتی فک میکنم سال دیگه دختر من نمیتونه با این شرایط مدرسه بره نفسم بالا نمیاد. آخ خدایا من با چه امتحان سختی آزمایش کردی من که این امتحان سربلند نمیشم. منی که هیچ دردی نداشتم بزرگترین درد نصیبم شد. بمیرم برا مادرای جیگر سوخته خدا به دلشون صبر قوت بده اما خدا منو بکشه که گاهی فک میکنم درد این که بچت، مریض باشه اونم ذهنی. خیلی بدتر از در ازدست دادنشون. همش خودمو به بیخیالی میزنم که یادم بره دخترم مشکل داره اما هر چند وقت یه بار اینجوری غصش همه ی وجودمو میگیره. فقط خدا میدونه چه دردی تو دل منه حس میکنم کسی نمیتونه درک کنه که ایکاش هیچ وقت هیچ مادری درکی از این درد نداشته باشه چون بد دردیه.