۱۱ پاسخ

ب عنوان کسی ک تازه بچه شیر ب شیرش ب دنیا اومده اومدم بهت بگم دقیقا همین اتفاق خواهد افتاد...
ادم هی میگه نه ب دوتاشون میرسم محبت میکنم توجه میکنم ولی همچین چیزی از ادم برنمیاد مخصوصا اوایل زایمان...
ناخوداگاه یه وقتایی رو خسته ای یه وقتایی رو بچه اولت کلا یادت میره فقط به چیزای واجبش مثل پوشک غذا شیر و غیره میتونی برسی و یادت میره چقد باهاش بازی میکردی میخندوندیش و حواست بهش بود🥲💔 گاهی انقد خسته و عصبی ای که یادت میره "اون فقط یک بچه س" ناخوداگاه داد میزنی و...
عمدی نیست ولی مجبوری تحمل کنی تا بگذره
یه وقتایی واقعا دلم برای دخترم میسوزه...

ای قیز سن هاچان حامله اولدون مبارک دی

عزیزم مبارکه بسلامتی بدنیا بیاد 😍😍

اولا سخته چون کار نی نی زیاده بچه حساس ترم میشه یادته من آرین و واست تعریف کردم بعد دوماه اینا شرایط عادی میشه

نگران نباش,واسه من ک اوکیه همه چی

منم یه دختر پنج ساله دارم شدید به خودم وابسته هست بعضی وقتا واقعا خسته میشم می‌خوام برم دکتر برای تو دلیم دخترم یه تیک گریه می‌کنه خیلی حس بدی هست امیدوارم بتونم به هر دوتاشون یه اندازه محبت کنم

اوایل زایمان طبیعیه که بچه کوچیک بیشتر نیاز به حضور مادر داره از همسرت بخواه که اوایل بیشتر هوای بزرگه رو داشته باشه و خودتو بابت این موضوع سرزنش نکن به مرور که بچه جون گرفت و خودتم به حالت قبل برگشتی تایم بیشتری داری که برای جفتشون باشی.

تنها دلیلی که باعث میشه خوشحال باشم دوقلو دارم و یک جنس هستن همینه
حس حسادت بینشون نیست و از اول تو شربط یکسان بودن هیچوقت محبت به یکی کمتر و بیشتر نشده

حامله اییییی مبارکه عزیزممممممم

آخی سارا جان حامله ای مبارکه قشنگم🥲😍
منم همیشه همین حس و دارم فک میکنم هیچ کس و قرار نیست ب اندازه شاهرخ دوس داشته باشم اما میگن بچه ها هر کدوم شیرینی خودشونو دارن توعم نگران نباش محبتت ب پسرت کم نمیشه تازه باید ب اهورا بیشتر محبت کنی ک لطمه نبینه اون یکی ک کوچیکه تا یکم بفهمه باز یکی دوسال میگذره

آخی.. خدا خودش رو به راه میکنه عزیزم نگران نباش

سوال های مرتبط