۱۶ پاسخ

با تیشرت رفتی دفتر خونه😐

دیگه دارن عادی سازی میکنن با لباس خوابم درمیان بیرون.

دختر منم همینه
خیلی اجتماعیه ولی کسی رو‌نشناسه به شدت براش قیافه میکیره جدی زیر نظر میگیره ادم‌میترسه از جذبه ش
بعد کسی مه بشناسه این بین ببینه جنان لبخند مهربونی میزنه میگی این همون بود؟
راستی لباس ش برند السی وایکیکی هست؟ دختر من یه پیراهن داشت پنج ماهگی همین دقیق بود پارچه ش

دختر من دیشب زل زده بود به مسئول جایگاه بنزین و براش عشوه میومد😂 در آخر آقاهه اومد زد به شیشه گفت دخترتون رو من قفلی زده😅

عزيزم يه سوال شما تصميم داري رز رو كي از پستونك بگيري؟ پسر منم فقط بت پستونك ميخوابه و من استرس دارم نتونم ديگه جداش كنم ازش

منم میرم هرجا تو دلم التماس میکنم خدایا هیچکی محلش نزاره دیگه میچسپه بهمون قبلا بهتر بود الان دوباره شروع شده اضطرابش

ب لطف گهواره امروز ۶۴ ساله شدین...تبریک میگم🥲🫠😂

انرژی آقای راننده براش منفی بوده 😂شایدم یهویی گفته ترسیده

حالا اگه دختر من بود میرفت بغل آقای راننده میشیت تا تک تک اعضای صورتشو بررسی نمیکرد ول نمیکرد😬😂

حالا بچه ی من انقدر قلدره که نگو 😐اصلنم بغلی نیس .الان چه لذت قشنگی داری که بچت بغلت کرده .ماوالا تو کف موندیم پسرمون بغلمون کنه از بس قلدره 🤣

چه لباس خوشگلی دارع

پسر منم بعضی وقتا با بعضی آدما همین واکنش داره انگار وایب خوبی نمیگیره ازشون

دختر منم همینه، معمولا ب همه لبخند میزنه و حتی بغلشون هم میره ولی یسری از آدمارو میبینه چنااااان میزنه زیر گریه ک اصلا خودم میمونم

دختر من اصلا اجتماعی نیست این بزرگترین مشکله منه هر چقد بیرون میبریم بقیه رو میبینه بازم ن با بقیه ارتباط میگیره ن بغلشون میره ن تماس بدنی لمس کوچیک هیچی 😟

حالا ما ماهوارمون خراب شده بود نصاب مرد جوونی اومدع بود دختر من هی میفتاد دنبالش میشست بالبخندنگاه میکرد مرده هم شدیدا انرژی مثبت بود حرف میزد با دخترم
دخترمن مردارو بیشتر دوس داره

دختر منم گاهی اوقات این مدلی میشه😂
فقط اگه کسی بیاد خونمون و بگه بیا بریم دد میره دنبالش😐

سوال های مرتبط

مامان 🌹رز مامان 🌹رز ۱۳ ماهگی
امروز بدترین ورژن مرجان بودم
۶ و نیم با رز بیدار شدم با یه سر درد عجیب کل دیشب را کابوس میدیدم شیر دادم و پوشک عوض کردم بعد طبق روال آماده کردن صبحانه و قهوه و پیاده روی صبح و گوش کردن نصفه و نیمه پادکست جوری که وسطش با بداخلاقی قطعش کردم و به همسرم گفتم تمرکز ندارم باشه یه روز دیگه اومدم با رز خونه و اونم رفت دفتر رز خوابید نهار گذاشتم و به چندتا نرونده رسیدگی کردم بیدار شد هرکار کردم نهار نخورد حوصله بازی باهاش نداشتم و فقط براش وسیله ریخته بودم که کاریم نداشته باشه چشم به راه همسر اومد و رز رو تحویل دادم و افتادم رو تخت بعد پیشنهاد داد بریم بیرون دم دستی ترین لباسم رو پوشیدم رفتم و رز انقدر تو ماشین اذیت کرد که گفتم فقط برگردیم رسیدیم خونه هرکار کردم شامش رو نخورد سر بچه ام داد زدم و غذا رو ریختم سطل زباله همسرم برد خوابوندش و الان بدون مسواک روتین پوستی اومدم تو تخت خواب میخوام بخوابم
راستی کلی چیز ناسالم خوردم چیپس کیک برنج اضافه و ....
اینجور حالم خراب بود چرا؟ نمیدونم
این عکس ۸ ماهگی خودمه در حالی که به خاطر دندون به شدت حالم خراب بوده امروز دقبقااااا حال این عکس بودم
#شیر خشک شیر خشک نوزاد نوزاد رفلاکس فرزند پروری شیر خشک شیر خشک نوزاد نوزاد رفلاکس