۱۲ پاسخ

به نظرم از خستگی بیش از حده عزیزم

فقط اونایی که استیکر خنده گذاشتن

بخاطر زایمانه که اینجوری شدیم ... الان من بهتر شدم البته.... قبلتر یبار من سرسفره اب ریختم تو لیوان دادم به پسرم . پسرم آب و ریخت رو سفره بعد به همسرم گفتم اب چرا ریختی واسش !!! همسرم گفت من نریختم که تو ریختی براش ... همه اثرات زایمان و بارداریه

من میخواستم برم دسشویی
اشتباهی رفتم حموم. پاچه های شلوارمو دادم بالا، ۵ دقیقه رفتم تو فکر و خیال های مختلف
درعین حال ناخوداگاهم درگیر که من اومدم اینجا چیکار
و کلی مثال های اینجوری ...

ماهم گاهی اینجوریم😂 منم دیروز داشتم. برای دختر خالم تعریف میکردم اسم لوبیا سبز و یادم رفته بود هی میگفتم همون سبزه درازه که خورد میکنیم می‌پزیم🤣🤣🤣🤣

شما که خوبی من حرف زدنمم یادم رفته کلمات اشتباه زیاد میگم یا یه کلماتی رو وسط حرفام یادم میره

از خستگی‌های فقط یه مامان دوقلو دار میتونه دوقلو دار رو درک کنه

وای منم گاهی کلماتو جابه جا میگم
اره وقتای ک حواسم نباشه ذهنم. مشغول باشه پیش میاد

خواهر من خونه خودمونو گم کردم رفتم هریدبرگشتنی یهو به خودم اومدم دیدم عهده اینجا کجاست چرا اینجا اومدم

من کلماتو پسو پیش میگم

من خسته باشم و فکرم مشغول باشه و پشت هم چیزهای مختلفی پیش بیاد اینطوری میشم

من فقط سر مسیر اینجوری نیستم
مثلا همین امروز تلویزیون میوه ها رو نشون میداد خواستم برا رهام اسمشو بگم کیوی رو یادم رفته بود اصن اسمشو

مسیر ک دیگه کلا ب کنار

سوال های مرتبط