منم مثل تو فکر میکردم بخاطر خستگی منم بعد ۱۲سال دختر آوردم،دختر دارشدن برام رویا بود همش با حسرت به دخترا نگاه میکردم،با اینکه ماهلین جون و دل و خون و قلبمه گاهی میگم چه شرایطی!!! هیییی جا نمیشه برم،نه خرید،نه مهمونی،نه سفر!!!!
بعدش میگم اشکال نداره موقتی تا آخر که اینجوری نمیمونه و گذراست باید صبورتر باشم,چند ماه دیگه همچی برمیگرده به روال قبلی
منم اونجوری بودم انشاءالله بعد ۶ ماهگی نگاهش میکنی کیف میکنی به کارات هم میرسی. صبر و توکل کن گلم
از حاملگیم خونه بابامم تا الان دوروز رفتم خونم فرار کردم بیشتر روزا گریه و دلم میگیره مثل قبل نیستم و نمیتونم کاراقبلیمو بکنم و شکر بابت پسرم روز ب روز داغون تر میشم
منم همش خونه مامانمم یه مدت هم خونه مادر شوهرمم دست تنها نمیشه من وقتی تنهام وقت نمیکنم تو ایینه هو نگاه کنم ، اونام بیکارن بزار کمک کنن یکم بلاخره میگذره بزرگ میشن بچه ها ما هم دوباره برمیگردیم به روال سابق تا حدودی منم از خونه تنها موندن بیزارم
یکم بزرگ تر بشه بهتر میشی هم خودت تجربت بیشتر میشه نظم جدید زندگی دستت میاد هم کوچولو بیشتر با خودش مشغول میشه
باز خوبه مامانت نزدیکته که کمکت کنه، من از اون نعمت هم بی بهره ام. اما شکر بابت وجود فرشته های کوچولو تو زندگیمون
منم همینم تازه الان یکم بهتر شدم
مامانم میگه تا یکسالگی بچه خیلییی بهتر میشه
تنها نیسی 😥
منم همین اما خونه مامانم دوست ندارم برم
منم سره بچه ی اولیم اینجوری بودم همش دوست داشتم خونه ی مامانم باشم کمکم کنه. از خونمون فراری بودم. بعد چند ماه همه چیز خوب شد به روال برگشتم. نگران نباش درست میشه.
تحمل کن به این فکر کن که میگذره یه تایم کوتاهیه همین که راه بیوفته خلاص میشی
منم همین طورم عزیزم
طبیعیه با گذر زمان درست میشه
میگذره
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.