۱۴ پاسخ

وای چقدر بیشعورن توم ساکت نشین اعصابم خراب شد الان شوهر من بود حسابشونو میرسید

وای من جات بودم یه جهنمی درست میکردم اون سگ هارو از خونت پرت کن بیرون دختر

یه روز که سرویس بهشون ندی و اخم کنی و همه چیو ب یه ورت بگیری میرن مطمئن باش .بی محلی کن همین

دوره نازکدوزی +شلوار از صفرتاصد توسط خودم آموزش میدم متد گرلاوین جدید هستش و آموزش باالگو هستش...هزینه ش فقط صدهزارتومن هس
که برای کمک به هم نوع خودم ثبت نام اول رو هزینه کم گذاشتم...آموزش ها ضبط جلسه به جلسه تو کانال خصوصی آموزش ارسال میشن.
میتونید واریزی ها، اعتماد، رضایت و جزییات دوره رو از تو کانال اصلیم پیگیری کنید
@mamanefandogh
شماره تماس بله بنده👇
+۹۸۹۳۸۱۴۴۲۳۴۳

برا شوهرم تعریف کردم
گفت پاشه همشونو از خونه پرت کنه بیرون

🤣🤣🤣🤣

هنوز اونجاااان

غذا درست نکن فقط برای بچه ات یچی آماده کن خوراکی ها رو قایم کن بگو هیچی نداریم خودتم بزن مریضی بگو حال ندارم می‌خوام برم اتاق بخوابم خودتون یچی بخورین

خودتو بزن به مریضی دست به سیاه و سفید نزن تا گشته بمونه پاشه خودش درست کنه
تایپیکتو خوندم اعصابم به هم ربخت اجازه نداه انقدر تو رو ضعیف ببینن که اینجوری باهات رفتار کنن

وای تایپیکات دو خوندم مغزم سوت کشید .وقتی تو ساعت ۶پامیشی واسه سرویس دهی به این انتر ها معلومه دیگه نمیرن .خونه باباش حوصله شو نداشتن انداختنش بیرون اومده سر تو آوار شده .توهم که هیچی نمیگی فقط اوامر شون رو اجرا میکنی .اگه از خونه رفتن بیرون برا کاری چیزی .یا توهم برو بیرون خونه یکی یا بمون خونه دروقفل کن هرچی هم در زدن باز نکن .وقتی هم زنگ زدن بگو جایی دعوتم فعلا خونه نمیام. بعدش مجبورن برن خونه یکی دیگه توهم همه وسایلشون رو جمع کن بده به شوهرت ببره براشون و بگه خانمم میخواد بره خونه مامانش .باور کن منم یه بار اینکار رو باخواهر شوهرم کردم البته اون بچه نداشت ولی اذیت میشدم نه میتونستم جایی برم نه میتونستم مهمون دعوت کنم ...البته اگه کلید خونتون رو ندارن

وای خب بیرونش کن مهمون یه روز دو روز سه روز چه خبره شوهرشم باهاشه؟
خب خوش خدمتی میکنی که دلشون نمیخواد برن غذا درست نکن لباسارو نشور

بنظرم بگو مادرت زنگ شوهرت بزنه بگه چند روزی کمردرد دارم یا زانو درد یه چیزی که مثلا نمیتونه کار کنه و اینا شما برید پیششون کمک حالشون باشید خیلی اصرار به رفتن تون بکنه مطمئنن شوهرتون میاد بهتون بگه وقتی گفت بگو اره چند باری گفت اما من خودم بخاطر مهمونا روم نشد بگم اما الان دیگه خیلی اذیت شده و فشار روشه که به تو زنگ زده انگار چون به منم نگفت زنگ تو میزنه خیلی نگرانشم میخوام چند روزی برم پیششون مهمونا هم که خونه ما بودن این ایام حالا این چند روز اخریه مسافرتشون می‌رن خونه بابا

اخم تخم کن .بچت زدن داد و بیداد کن محلشون نزار

بگو ای وای مادرم حالش بده باید برم چندروزی بمونم، جمع کن برو اگر میتونی

با تلفن با مادرت صحبت کن بعد جلو اینا حرف بزن بگو ک مادرم گفته چندروز برم پیششون

سوال های مرتبط