۱۱ پاسخ

برو راست و حسینی ب اون دوستت بگو مادرت تا عزرائیل تو نشده
از هم دور بشید😒🤣🤣🤣والا به شوخی نگیر این قضیه رو
دوستی تونم پایدار میشه تو هم راحت ول کن خواهر همین

زودتر ارتباطتو قطع کن تابه فنانرفتی

اصلا درست نیست یه جا خونه بگیرید دوری و دوستی بهتره.... اصلا هیچ غریبه ای دوست نمیشه چجوری انقد ب هم اعتماد میکنید؟؟؟
اونم بچه داره یا نه؟؟؟؟
خواهر یا خواهر شوهر نداری؟؟نزدیکای آدم خیلی بهترن تا غریبه

یه دوستی داشتیم مثل شما باهم خونه یکی بودیم
اونا میدان انقلاب ما سمت غربیم ولی خیلی باهم رفت و آمد داشتیم و هر روز تلفنی صحبت می کردیم همش باهم مسافرت و مهمونی و دورهمی می رفتیم واقعا مثل خواهر و برادر بودیم باهم
ما فکر می کردیم اونا هم همین حس و نسبت به ما دارن ولی یه روز به خاطر یه مسأله ی خیلی مسخره زنگ زد و خیلی خیلی بد با من حرف زد
منم زنگ زدم به شوهرش و دیگه باهاشون قطع رابطه کردیم
یعنی یادم میوفته چه کارایی که واسشون نکردیم اعصابم بهم می ریزه که این همه بهشون خوبی کردیم و جوابمونو این جوری دادن
تازه طلبکار هم بود می گفت اونا به ما خیلی خوبی کردن و ما همیشه بدی کردیم و اونا همیشه گذشت می کردن و چیزی نمی گفتن😏
خلاصه که زیاد با کسی صمیمی نشو عزیزم
از قدیم درست گفتن که دوری و دوستی
از نزدیکی و محبت زیاد مرض حاصل میشه

چشم زخم واقعا درسته و حتی شنیدم توی قرآن هم ازش اسم برده

حالا چشم زخم را بذار کنار‌‌. بنظرم اصلا درست نیست با کسی اینقد صمیمی بشی. هرگز اینقد با کسی صمیمی نشو آخرش میفهمی اشتباه کردی. من اولش دارم بهت میگم بهتره فاصله بگیری از دوستت.

ب
من نظرم اینه بزن زیرش
دوستی ب حدش قشنگه
از اینکه همیشه همو ببین تو ی ساختمون هم باشین مزه دوستی میره
بنظرم دور باشین با هم در ارتباط
اینجوری جونتم حفظه خاهر لینجور ک تو گفتی این سری زیر کامیون نری صلوات😂
منم ب چشم زخم خیلی اعتقاد دارم
و میگم ک شما ب خودت تلقین نمیکنی حدسیات درسته
نطر خودمو گفتم باز هر حور دوس داری

۴: اما حالا که رسیدیم به آخر کار گرفتن خونه من از ترسم زدم زیرش
همه بهم میگن تلقین میکنی اما به جون خودم قسم واقعا هر بار منو دیده بلا سرم اومده
حالا نمیدونم چیکار کنم مادرم میگه چهارقل. و اینا بخونی چیزی نمیشه یا حرز امام جواد بگیر واسه خودت
خالم میگه یه تیکه لباس مادرشو با اسفند دود کن باطل میشه چشمش
من خیلی میترسم اگه کسی میدونه چی به چیه و چیکار کنم دودلم شدید نمیفهمم قراره چی بشه استخاره ام گرفتم میگفت خوبه اما صدقه بده تند تند

۳: الان چند وقتی میشه موعد خونه ما تموم شده و صاحب خونمون میگه بلند شید اما منو دوستم که میشه همسایمون خیلی ناراحتیم که قراره دور شیم از هم
برای همین شوهرامون قرار گذاشتن که دوتایی شریکی یه خونه دو طبقه بگیریم حتی خونه رو پیدا کردیم و خیلی خیلی ام قشنگ و قیمت مناسبه هم حیاط داره هم روف گاردن و دو طبقه و نیمه
شوهرمم با شوهر اون خوب کنار اومدن

۲: تو این چهار بار به محض دیدنش هر بار یه بلای خیلی بدی سر من اومده یه بارش مایع میانی مغزم تکون خورد و یه ماه رو زمین بودم و به شدت حالم بد بود یه بار قولنج شدم یه هفته نمیتونستم نفس بکشم
یه بارش پاهام از کمر به پایین کار نمیکرد یا بارم سر و گردنم بی دلیل درد میکرد چند روز
حتی دخترمم از پشت سر خورد زمین در همون لحظه و یه دونه انار رفت ته حلقش و کبود شد چند دقیقه
خلاصه من حس میکنم مادرش خیلی خیلی چشماش شوره هر چی دعا و آیه و صلوات میخونم فایده نداره

اما تازگیا یه سالی میشه با همسایه روبه روییمون که هم سنیم دوست شدم و خیلی به هم وابسته شدیم اونم اینجا کسیو نداره و همه کسو کارش شهرستانن و کل وقتمون با هم میگذره
تو این یه سال پنج شیش بار مامان و بابا و خانواده همسایمون اومدن خونشون و مادرش منو چهار بار دیده

سوال های مرتبط