باید با همسرت میرفتی. اینهمه اصرار کرده تا با هم باشین. مادرشوهرت مثل مال منه دقیقا فقط از خودش تعریف کنه و جیزی کهنشو فقط دلش میاد به ما بده که منم نمیگیرم. اما در هر صورت میرفتی شوهرت تنها نمیرفت حالا مادرشم بود زیاد باهاش حرف نمیزدی.
عزیزم به خدا تمام اینایی که ما هم داریم برعکس من مادر شوهرم اصلا تعریف کسی رو نمیکنه ولی خواهرشوهرام تعریفا عروسا مردمو خیلی میکنن حتی به آرایشگاه رفتن منم کار دارن بالاخره اونا هم خانواده شوهرامون هستن باید کنار بیایم
حالا عیب نداره که نرفتی شوهرتم زور گفته بچه طفل معصوم خوابه چه واجبی هست که بیدارش کنید ولی اینو بذون همه ما همینیم اوایلمن خیلی جنگیدم قطع رابطع کردم ولی بعدش گفتم اهمیت ندم بهتره بالاخره خانواده شوهرن
الان فقط به حرفاشون گوش میدم وقتی دارن از عروس مردم تعریف میکنن یا میگن نرو آرایشگاه
حق با شما بوده عزیزم، خب اول حال بچه و مادرش در اولویته
ولی همسرتونم دوست داشته با شما وقت بگذرونه ،ناراحت شده ،مطمئنا بهش خوش هم نگذشته بدون شما
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.