۹ پاسخ

حرف دل … ✋🏻

دقیقا همینه
من تصمیم دارم یه مدت خودمو به مریضی بزنم که حداقل ۲ روز همسرم تمام کارای منو انجام بده و مسئولیت بچه رو به عهده بگیره تا بفهمه خونه داری و بچه داری چقدر کار سنگینیه

دقیقا یه موقع های اینقدردخترم نق می زنه اینقدرنفس عمیق می کشم که دعواش نکنم خیلی سخته😔

من که میگم من اصلا توان این همه مسئولیت رو‌ نداشتم ،واقعا اگه خودمو می‌شناختم ازدواج نمیکردم

اره واقعا من حس میکنم هیشکی درکم نمیکنه

همی الان تو وضیت بدیم پسرم روم خابیده و دخترم کنارم پاشم انداخته روم منم طاق باز جرعت تکون خوردم ندارم چون تازه با بدبختی خابیدن

متاسفانه حتی همون همجنستم نمیفهمه

بله ومن حس میکنم افسردگی گرفتم واصلا کسی درک نمیکنه

دقیقا همینه

سوال های مرتبط