من گاهی وقتا یه جیغ های بنفشی میکشم از شدت فشار و استرسی ک دارم از دست بچه
ک خودمم میترسم
من بیشتر نگران خودمم ک دارم دیوونه میشم تا بچه
حال منو میگی
من کخ دیگه رد دادم الانم نخوابیده اعصبیم کرده رابطم باهمه بهم خورده با شوهرم غریبه شدم بخدا
چقدر حس منو خوب توصیف کردی
دقیقا حال منو توصیف کردی😓
منم امشب داشتم یه همین فکر میکردم🥲
منم همینم دقیقا😔با اینکه خیلی شیرین هست اما مسولیتش ونگرانی هاش زیاد ترررررر😓ولی ما باید مادرای شادی باشیم و الگو برای بچه هامون کاش قدرت و انرژی هممون که این حس روداریم صد برابر شه❤️
من یه خواهر زاده داشتم یعنی هرچی بگم خواهرم سر این بچه زجر کشید پیر شد کم گفتم تا شش ماهگی خواهرم خواب نداشت غذا درس حسابی نمیخورد دیر حرف زد بدغذا بود
ولی الان بزرگ شده زبون باز خوابش خوووب غذا همه چی میخوره خیلیم میخوره
این روزا میگذره فقط ما صبر چ طاقتمون کمه
همه ی مادرا این حسو بعضی روزا دارن عادی
طبیعیه
همه مون گاهی خسته میشیم
مادر بودن سخته
منم همین حس و دارم خیلی پاچیدم زورم دیگ واقعا نمیرسه😔😔
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.