تاپیک آخری..
من از پنج ماهگی اجازه میدم پسرم گاهی تا ده دقیقه هم توی اتاقش گریه کنه و نق بزنه و اصلا سمت اتاقش هم نمیرم چرا که هم یاد میگیره خودش خودش رو آرام کنه(وقتایی که بهانه های الکی داره) ، هم خودش رو سرگرم کنه و هم صدا توی ساختمان نمی پیچه که مزاحم دیگران بشه.
اما وقتی به سمتش میرم دیگه با نگاه و بدنی عصبی و پر استرس نیستم و کاملا میتونم خوشحال باشم و براش وقت بذارم.
اصلا با این ترفند یاد گرفت خودش تنهایی و بدون بغل بخوابه و وقتی بیدار میشه تو تختش کلی وقت بازی کنه و بعد نق بزنه یا سرفه کنه 😁 که منو خبر کنه و حتی گاهی نزدیک به نیم ساعت تو اتاقش به تنهایی بازی کنه و سراغ من رو هم نگیره در حالی که الان وارد سن اضطراب جدایی شده؛ گرچه روزهای استثنا که نیاز به بغل و آرامش بیشتری داره هست اما بچه هم باید یاد بگیره خودش رو با شرایط خانه و پدر و مادرش وفق بده، حداقل برای چندماه دیگه که من باید برگردم سرکار یا همین الان که بیشتر عصرها پیشش نیستم.

اگر احساس عذاب وجدان نسبت بعضی از رفتارهایتان با بچه ها دارید حتمااا کتاب زیر رو مطالعه کنید. خیلی به حس آرامشتون کمک می کنه و خیلی دغدغه هارو از بین میبره و البته به من کمک کرد که چندان برای خرید اسباب بازی های مختلف چه اموزشی چه سرگرمی هزینه نکنم.
ببخشید پر حرفی کردم. 🙏🏻😅❤️

کتاب "تربیت فرزند به سبک فرانسوی"
#فرزند_پروری #نوزاد #پوشک #شیرخشک #نه_ماهگی #غذای_کمکی #روانشناسی

۹ پاسخ

چرا گارد گرفتین همتون؟ اتفاقا بهترین روشه این روش

من به روانشناسی احترام میذارم ولی معتقدم تمام این سبک ها کمک کننده و راهنما هستن در نهایت ما تصمیم گیرنده هستیم که به چه روشی فرزندمون رو تربیت کنیم
حداقل به شخصه فعلا تحمل ندارم بچه بیشتر از یکی دو دقیقه دقیقه تنها باشه و گریه کنه

با حرف مامان نیک مهر موافقم زیاد وسیله گرفتن ذوق بچه رو از بین میبره منم مث شما بچه ام گریه میکنه درجا نمیرم سمتش حتی موقعی ک میوفته اصلا عکس العمل نشون نمیدم بچه هم گریه نمیکنه و ب بازیش ادامه میده

وقتی شما میزارید کودکتون تا ۱۰ دقیقه اونم توی ۵ ماهگی گریه کنه بچه ۵ ساله که نیست اون بیشترین ارتباط عاطفی باشما داده

با نهایت احترام اصلا چنین چیزی رو قبول ندارم

الان ک دخترم هشت ماهش شده میتونم از این روش استفاده کنم؟
و اینکه چیزی که میگین توی امنیتش تاثیر منفی نمیزاره؟؟ ( همون بقولا روانشناسی مدرن که میگن نباید بزارید گریه کنه وگرنه امنیت رو تو زندگیش از دست میده و اینا منظورمه)

عزیزم با حرفهات تا حدودی موافقم
نوزاد از ۳ ماهگی قابلیت خودتنظیمی داره یعنی میتونه حدود ۵ تا ۱۵ دقیقه گریه کنه و یاد بگیره که آروم بشه(البته غیر از مواقعی که درد داره)پسر منم با همین روش مستقل میخوابه.... شیر شبش حذف شده و خواب شبش منظمه و دکترش خیلی تشویقم کرد...
یک سری چیزها آموزشش نیازه تا هم بچه دوران آرومتری رو سپری کنه هم پدر و مادر از والد بودنشون لذت ببرن....
پزشک پسرم روز اول بهم گفت دختر جان سعی کن خودت بچتو تربیت کنی نه بچت تورو و این حرف تا مغز استخوانم نشست....
و باید اینم اضافه کنم هر کسی یه تزی و یه ظرفیتی داره و اونجور که میکشه بچشو تربیت میکنه یکی طاقت گریه بچه رو نداره همون لحظه میگیره یکی به خودش مسلطه‌میتونه دیرتر اقدام کنه....و همگی خسته نباشن و قابل احترامن....
در رابطه با تی وی هم باید بگم اوایل روشن نمیکردیم پیش پسرم و الانم که روشن میکنیم اصلا نگاه نمیکنه با وسیله هاش مشغوله....
با نخریدن اسباب بازی زیاد هم بسیار موافقم و معتقدم بچم باید ازم تقاضا کنه و اونم من تشخیص بدم تا براش بخرم چون خیلی دیدم که همه چی برای بچه ها عادی و تکراری شده و دیگه هیچی خوشحالشون نمیکنه و زندگی بدون ذوق و خوشحالی به نظرم تهی از جذابیته...
پر حرفی کردم ببخشید😊

حرفات رو قبول دارم نمیشه که تا بچه نقی زد فوری بریم بغلش کنیم اینجوری یاد میگیره هرچی چیزی که میخواد با نق زدن یا گریه کردن به دست بیاره منم از این به بعد همین کارو میکنم ممنونم که از تجربه های خوبت گفتی

😑😑😑😑پیشنهاد میکنم سبک های دلبستگی جان بالبی مطالعه کنی

سوال های مرتبط

مامان شاهان 👶🏻🩵 مامان شاهان 👶🏻🩵 ۱۱ ماهگی
مامان علی مامان علی ۱۰ ماهگی
دیشب مهمان محترمی داشتیم. صحبت کشید به تک فرزندی و چند فرزندی. از مهمان محترم اصرااااار که نذار پسرت تنها بمونه اقدام کن بچه بیار بذار با هم بزرگ شن. از من هم انکار که اصلااااا. هرچقدر توضیح میدادم که از نظر روحی و جسمی توان ندارم ، هی میگفت به بچه ات فکر کن . و من به این فکر میکردم که چرا یه زن وقتی بچه دار میشه دیگه نباااید به خودش فکر کنه . وقتی میدونم که هیچ کمکی ایی ندارم ، توان روحی ، جسمی و مالی اش رو ندارم چرا باید بچه دیگه ای بیارم. چرا همه از یک مادر انتظار دارن که دیگه خودش رو نبینه . دیگه به خودش اهمیت نده. من برای آینده ام برنامه ریزی کردم. میخوام پسرم که دوساله شد بذارمش مهد دوباره برگردم سرکار . هفده سال کار کردم . دلم نمیخواد خونه بمونم. دوران سخت بارداری رو دوباره تجربه کنم اونم دقیقا وقتی که پسرم یک سال و خورده ای میشه و دلش یه مامان همراه میخواد . من چهل سالمه . سنم هم جوری نیست که بذارم وقتی بچه ام هفت هشت ساله شد یکی دیگه بیارم. پس قیدش رو زدم و با توجه به شناختی که از خودم داشتم تصمیم گرفتم مادر شاد و پر توان یک بچه باشم تا مادر خسته و افسرده و بدون توان دو تا بچه .
من در مورد شرایط خودم صحبت کردم . وگرنه مادرهای بسیاری هستن که چندین بچه دارن و حسابی هم خوشحال و پر انرژی هستن