از همون اول نباید به یارو محل میدادی ،بلاک میکردی ،،،و از خانواده خودت کمک میخاستی بالاخره پدر یا برادر یا عمو ،دایی،نباید هیچ وقت این مسایل رو با خانواده شوهرت در میان بزاری ،،،مادر بزرگم خدا بیامرزه همیشه میگفت غذای سوخته و مزاحمت رو هیچ وقت به خانواده شوهر نگو فقط خانواده خودت
عزیزم درخواستم و قبول کن
یه مدت درگیر ذهنیه و بعد آروم میشه ولی شما دیگه پیگیر نشو و پات رو از ماجرا بکش بیرون شما که مقصر نیستی اگه هم خواستی به پلیس خبر بدی بدون اطلاع همسرت کاری نکن
و اینکه باهاش صحبت کن و بگو چرا اینطوری میکنی منکه همه جیو بهت گفتم اگه ریگی به کفشم بود نمیومدم به تو و بابات بگم که ولی من کاری نکردم و یه تار موی تو رو با دنیا عوض نمیکنم و برای ثابت کردن حرفم هرکاری بگی میکنم
به پوشیدن لباسای تنگ و ماهی شکل و بدن نما و عطر خوش ادامه بده و خودتو سرحال نشون بده و حسابی به خودت برس و موزیک گوش کن و ایده آل نشون بده خودتو و گاهی هم بیرون برو با بچه یه دوری بزن و شیک رفتار کن تا اون بیاد سمتت و نتونه تحمل کن ولی اومد فوری در رو وا نکنن بپرس جریان چیه و بگو هر موقع تو بخای نیست باید دلیل بیاری بعد همه چی مثل قبل عادی میشه
خوب برو بقلش کن باهاش حرف بزن اون الان ناراحته و غیرتی شده.
کم کم آروم میشه خوب میشه ولی سعی کن بهش بفهمونی دوستش داری زندگیتو دوسداری که مطمعن بشه
وا خب شما چیکار کنی ب تو چ ربطی داره ک اینجور با تو برخورد میکنه
خودت باهاش حرف بزن ببین چشه
امشب برو میکنه بغلش کن،،،،بگو میشه بگی دلیل این کارات چیه،از در دوستی برو
وا ینی میگی ربط داره ب اون قضیه
به حموم رفتنت جلو چشمش ادامه بده
نت نسته جلو خودشو بگیره فرار کرده تراس بعد هم بیرون
خودت پیشنهاد نده چون پررو میشه ولی دلبری کن براش
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.