۱۲ پاسخ

مادرشوهرم فقط خوشحال شد بقیه ناراحت شدن

همشون خوشحال شدن بابام من بوس کردمن خجالت کشیدم... خواهرشوهر مادر شوهرم خوشحال بوسیدن منو

هر دو خانواده اولش خیلی خوشحال شدن بعدش من تهوعم شروع شد خانوادم واسم غذا درست کردن و آوردن هر روز میاوردن تا اینکه خانواده شوهر زبونشون نتونست ساکت بشینه گف چرا میارن پای خانوادمو از خونم قطع کردن هر روز یه ماجرا درست میکنن هر روز خدا ازشون بدم اومده سپردم به خدا دلمو خیلی شکوندن خیلییی🙂💔ولی خانوادم رو دار تر از این حرفان منو ول نکردن میام خونشون غذا میخورم منم میرم هر روز اینجا خونه بابام پلاسم

من بعد چهلم بابام بود ک فهمیدم باردارم
صبحی ک رفتم ازمایش با جواب مثبت باشوهرم رفتیم پیش مامانم
من گریه میکردم مامانم گریه میکرد 🥹
رفتم براش لباس خریدم ک روش نوشته بود منو بابابزرگم از بهشت فرستاده 🥲
ولی عمرش ب دنیا نبود متاسفانه سقط شد

مامانم و مادرشوهرم از خوشحالی گریه کردن

مال من ی تبریک نگفتن ،شوهرمم سرمو کوبید ب شیشه ماشین ،بعدشم خودم سقط کردم

داداشم گفت اخیش من زودتر از فلانی دایی شدم 😂😂

خانواده خودم خیلی خوشحال شدن خانواده شوهرم عین ماست تبریک گفتن همه اشون زندایی مارش هم تبریک نگف با زن عموش
یه خواهر شوهرم شاد شد فقط😅

خانواده شوهرم از خوشحالی گریه کردن و حتی استوری تبریک یکی یکی گذاشتن اما متاسفانه بچم چون حاملگی خارج رحم بود سقط شد

بارداری قبلیم که وقتی گفتیم خیلی خوشحال شدن
این دفعه رو هنوز نگفتیم ولی فک کنم ناراحت بشن چون جاریم حامله اس شاید فک کنن از حسودی اون بچه آوردم

خیلی همه خوشحال شدن بااینکه بارداری دوممه

خواهر شوهرم برگشت بهم گفت ایشالا که نباشه
البته الان باردار نشدم هنوز
مشکوک ب بارداری بودم متوجه شدن این حرفو بهم زد

سوال های مرتبط