۳۰ پاسخ

اینکه به همچین چیزی فکر میکرد چرا زودتر ازدواج نکرد

نه بابا چه خبره
شوهر من ٣٥ سالشه تازه اولين بچمونه والا حداقل تا ٥ سال اينده هم به فكر دومى نيستيم
يكم استراحت بده به خودت و بدنت

بدن مادر حداقل به دوسال ریکاوری نیاز داره بعد از هر بارداری. شوهرت از جسمش مایه نمیذاره فقط جسم مادره. در روز هم حداقل ده ساعت خونه نیست و زحمت بچه ها با مادره. اشتباه میکنه شوهرت

شمام بگو منم با بزرگ کردن دوتا پشت سر هم ده سال پیرتر میشم خیلی مخ میخواد پشت هم، من الان 34 سالم بچه اولم دنیا اومده بااین وجود میگم بذار 2،4ساله بشه بعدی اقدام کنم

نه الان سن ازدواج رفته بالا مرد 40 ساله تازه بابا میشه، بذاره یه نفس بکشی چه خبره پیر میشی

نه بابا چه بالارفتنی
الان سن ازدواج بالاست برادرشوهرم ۴۱ سالشه تازه امسال عروسی کرده
شوهر خودمم یبار تو ۳۳ سالگی بابا شد یبارم پارسال تو ۴۱سالگی
الان همه همینطورن عزیزم
بنظرم به بهانه بالارفتن سن این اشتباهو نکن بچه دوم خیلییییی سخته چون باید حواست به بچه اولی هم باشه مخصوصا اگه کوچیک باشه
این وسط تویی که اذیت میشی
فاصله سنی بچه های من ۸ساله و راضیم
حالا تو میتونی کمتر بذاری مثلا ۵سال ولی ۱/۵خیلی کمه

وااای نه نکن این کارو... مرداد نمی‌فهمن خودت داغون میشی باردار باشی اون بچه راه بیوفته دنبالش بری اذیت میشی و...
اونم تو این اوضاع مملکت

داغون میشی بخدا بهش فک نکن

تو از ۵ ماهگی شروع کن قایمکی قرص جلوگیری بخور
بگو نمیدونم چرا باردار نمیشم لابد چون سیکلم هنوز به روال برنگشته

این مردا فقط به فکر خودشونن، بنابراین تو هم باید به فکر خودت باشی

اصلن این کارو نکن نابود میشی

هم من هم شوهرم تا ۱۰ به بچه دومی فکر نمیکنیم ۱۰ سال بعد یدونه میارم و تمام

منم ۱۸ شوهرم۳۴
چخبره پشت سر هم خیلی سخته بابا

داغون میشی عزیزم بچه یکسال و نیمه نیاز به توجه داره و متوجه نمیشه ک شما می‌گید بکن یا نکن هم خودت هم نوزاد و بیشتر بچه یک سال و نیم اذیت میشه

بگو دوتا کمکی بیار یکی پرستار بچه باش یکی هم به خانه برس و غذا درست کن چون من ویارم شروع شد نمیتونم غذا درست کنم هم بچه گرسنه میمونه هم خودمون حتما وضعش خوبه که به دومی فکر میکنه فردا به هر دلیلی تو دومی استراحت مطلق باشی اولی از دست میره من پسرم وقتی ۴ سالش بود باردار شدم هیچ وقت خودم نمیبخشم بخاطر ویار غذا نمیتونستم درست کنم پسرم بدغذا بود خیلی بدتر شد الانم بخاطر دومی وقت نمیکنم ی تخم مرغ بپزم وقت کنم ترجیح میدم بخوابم تازه کمکی هم دارم

ازشیرگرفتیش اقدام کن

نکنیا بدنت دندونات استخوان هات کمرت بائو فاتحه همرو بخونی تازه از اون ور خسته میشی فشار روان و جسمی مسئولیت دوتا بچه کوچیک سخته بزار سه سال بشه بدنت خوب بشه به حالت قبل برگرده و خودتم تقویت کن

نکن خواهر مردا که کمک نمیکنن توی نگه داری از بچه بزار حد اقل این بچت بزرگ بشه ک دست کمکت باشع

من الان همسرم هی میگه بعدی رو کی بیاریم و این حرفا میگم آوردیم دیگه بسه بعد دیگه دیدم خیلی میگه گفتم بخیه هامو نشونت میدما🫠😂 طاقت نداره ببینه

والا شوهرمن ۳۹سالشه تازه اولین بچمونه به فکر دومی باشه میزنم تو دهنش همینجوری همه کارهای دخترم با ننه تا پنج سال حق ندارع به دومی فکر کنه

مهم خودتی ک‌جوونی
فقط تو باید بفکر اون باشی؟
پس توچی؟
بدنی ک‌هنوز ریکاوری نشده
سختی بزرگ کردن بچهای پشت هم
اذیت شدن خودت

عزیزیم این اشتباه نکن گلم منی که تو سن ۱۸ سالگی اولین بچمو اوردم و دومی تو سن ۲۵ سالگی اللنم تو ۳۰ سالگی با اینک هر ۶ سال بچه اوردم بازم پیر شدم کلی اصلا اشتباه محض بچه اوردن خیلی سخت

۳۳سال که برامرد سنی نیس بیخیال خودتو تو فشار ننداز بچه ایی بدنت ضعیف میشه اعصابم برات نمی‌مونه

پسرم پنج سالشه دومی که دنیا اومده جیگرم خون کرده میگم کاش میزاشتم بزرگتر میشد

من ک شوهرم ابنقد‌ واسش چرت و پرت گفتم گفت باشه پس ملکا یک ساله ک شد 😂😂😂تااون موقع هم خدا بزرگه

دقیقاً از حرفای شوهر من میزنه😂😂😂البته خب من تخمدانام ضعیف اینم با کلی دوا دکتر شده
ولی من احساس میکنم رفته رفته بی حوصله میشم

این مهم نیس که فقط بچه بیاری مهم اینه که چجوری بزرگش کنیوتحویل جامعش بدی الان نوزادن بچن هنوزسختیش کمه یکم بزرگ بشن سختیاشون شروع میشه،بچه داری مسئولیت بزرگیه

این کارونکن مرداچه میفهمن بچه داری پشت آدمومیشکنه،بدن توحاملگی داغون میشه بی خوابی گریه کلافه میشی خودت که سنی نداری پیرت میکنن،چه خبره چرادرک ندارن،من شوهرم30سالشه تازه اولین بچمون اونم بااسرارمن آوردیم،الان مخ برام نمونده بعضی شبوروزاهست که دوساعت میخوابم،آدم داغون میشه

اصلا اصلا همچین کاری نکن من الان دختر بزرگم ۳ سالشه کوچیکه ۴۰ روز یعنی پدرم دراومد دهنم سرویس شد ب هیچ کاری نمیتونم برسم تو رو خدا بزار اولیت حداقل ۵ سالش بشع بعد اقدام کن

🤦‍♀️🤦‍♀️🤦‍♀️🤦‍♀️

وای دقیقا حرفای شوهر من دقیقا اونم می‌گفت سر ۶ ماهگی برا بعدی اقدام کنیم

سوال های مرتبط

مامان زندگی مامان مامان زندگی مامان ۸ ماهگی
سلام مامانا بیاید یکم درد و دل کنیم
پسرم خیلی داره عادت میکنه به مادرشوهرم دارم دق می‌کنم دیگه اینقد که پیش اون آرومه پیش من نیست
خونمم طبقه بالا مادرشوهرمه شوهرم وقتی میبینه بچه بی قراری میکنه یازنگ میزنه مامانش بیاد بالا ببینه چشه یا میگه من میبرمش پایین توام بیا پایین
بعد همش مادشوهرم به بچم میگه مامان و پسرم و هی از این حرفا
یا وقتی میخوام پوشک عوض کنم سریع میاد خودش دیت به کار میشه میگه تو برو کنار خودم پوشک بچمو عوض می‌کنم تو بلد نیستی ( همشم گند میزنه یا به پشت لباس بچه یا زیراندازش یا اصلا زیر انداز نمیندازه چند روز پیش تشک منو به گند کشیده بود)😔
یا وقتی جایی میخوام برم میگه نه حق نداری بچه را ببرید هرجا میخواید برید خودتون برید من نگهش میدارم
بچم اینقد که برا اون میخنده برا من نمیخنده😔
دیشب شوهرم پیشش به شوخی بهم کفت نگا انگار تورو زیاد نمیشناسه مادرشوهرم زد زیر خنده ولی من جیگرم کباب شد با این شوخی
اومدم خونمون باشوهرم بحث کردم گفتم چرا اینجوری گفتی و اینا بعدم به مامانت بگو به بچه من نگه مامان بچم فقط یه مامان داره اونم منم شوهرم کلی بدش اومد بهم میگه حساس شدی و اینا بعدم میگه چرا دیشب که پایین خوابیدیم مامانم گفت تشک بچه را بیار بنداز پیش من بخوابه تو با تشر گفتی نه بیارش پیش خودم مامانم ناراحت شد منم گفتم باید بفهمه بچه باید پیش مامانش بخوابه بی مادر که نیست بچم
توروخدا شما باشید چکار میکنید؟
حالم خییییلیییی بده🥺🥺 توروخدا راهکار بدید چکار کنم
نگید نرو پایین چون من نرم اون میاد بالا میمونه🥺
یعنی میخوان بچمو ازم بگیرن؟🥺😭