منم همینجوری ام خیلی بهم سخت گذشت بهش فک میکنم خیلی دلم میگیره
منم همینطور ،چ روزای سختی بود ۲۱ روز پسرم ان ای سیو بود ،تو ۳۵ هفته کیسه ابم ترکیدوی زایمان طببعی ب اجبار وحشتناک و بعدم پسرم تو بیمارستان واموندشون عفونت گرفت و بستری شد و من بااون همه درد تو بینارستان بودم......هووووف فقط خداروشکر ک بخیر گذشت....
آره منم همینطور عزیزم حاملگی هر روز شونو و دکتر بعد ب دنیا اومدن پسر بیمارستان و دکتر الان یاد اون روزا میفتم گریم میگیره 😢🥺
خداروشکر
خدا حفظشون کنه سختی خیلی کشیدیم
منم شرایطم افتضاح بود مخصوصا یاد حرفای مادرشوهرم میافتم که چه جور بین من و شوهرمو بهم زد... چه شبها که من زودتر بستری شدم برا زایمان اما اونا هر شب تو پارک بودن
منکه از ۳۱ هفته کیسه ابم سوراخ بود ۳۶ زایمان کردم هفته ای دوبار سونو و ازمایش خون ۱۲ روز بستری شدم چون حجم اب کم شده بود دهنم سرویس شد واقعا
یکشنبه تولد پسرمع ارزو دارم ی بار دیگه بارداری رو تجربه کنم متاسفانه نمیشه دیگه
بعدشم خونه مادر شوهرم بعدشم رفتم شمال و شیراز کلا سه ماه اول تنها نبودم
خیلی بعد زایمان سخته تنهایی من دوماه خونه مامانم بودم
من بارداریم خیلی خوب بود با اینکه هیچکس هم پیشم نبود خداروشکر نیازی به کسی پیدا نکردم .
ولی موقع زایمان بی نهایت اذیت شدم تا ۴ ماه ، اون موقع هم ده روز فقط خواهرم اومد بعدش رفت و تنها شدم
آره واقعا خدا حفظ کنه برامون من هفته دوبار سونو آن اس تی سرکلاژ استراحت مطلق دکترم شهر دیگه بود پدرم درآمد
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.