۳ پاسخ

این حرکت تا اخر پیش میره اما تهش تف میکنه همرو

منی که باید غذاشو له کنم تا بخوره

اره واقعا اصرار خوب نیس تو جنگ بین مادر و فرزند سر غذا نخوردن بچه ها برندن
منم اصرار نمیکنم چون دیگه میدونم این دختراب من کم غذا میخورن

سوال های مرتبط

مامان هیرمان مامان هیرمان ۱۶ ماهگی
اگه میخواید بچه خوش غذایی داشته باشید اول باید صبور باشید
من از شش ماهگی هیرمان اگه‌یک بارخودم بهش غذا میدادم یک بار غذای انگشتی درست میکردم میذاشتم جلوی خودش اصلا هم دخالتی نمی‌کردم که چیکار می‌کنه غذا رو .تا یازده ماهگی هم‌براش غذای جدا درست میکردم بدون نمک شکر نبات و بدون ادویه.از اول دوازده ماهگی بهش غذای سفره دادم اینجوری که غذا رو میذاشتم جلوش اون هم بازی میکرد هم خیلی کم غذا میذاشت تو دهنش منم اون مابین با شعر و بازی غذا میذاشتم دهنش
.بعد از یک‌سالگی چون بیشتر غذا خوردن و میذاشتم به عهده خودش و خودم خیلی کم دخالت میکردم و اونم همش و پخش میکرد و تقریبا هیچی نمیخورد ولی من اصراری نمی‌کردم چون خیالم راحت بود شیر کافی میخوره .بعد از ۱۳ماهگی بجای یک سی سی ، یک و نیم سی سی مولتی میدم و باورتون نمیشه هیرمان خیلی خیلی خوش اشتها شده و خودش میخوره منم اون وسطا غذا میذارم دهنش و مقاومتی هم نمیکنه
بچه ام عاشق غذا خوردن با قاشق مخصوصا چنگاله بهش میگم مامان تو خیلی باکلاسی😅
اگه بچه بد غذا دارید نه خودتون نه بچه رو اذیت نکنید خودش به‌موقعش درست میشه شما غذا رو بذارید جلوش تا خودش باهاش عشق کنه بقیه اش به مرور درست میشه
مامان صدرا و 🤔😵‍💫 مامان صدرا و 🤔😵‍💫 هفته بیستم بارداری
عزیزم از تجربه خودم میگم. بعد چکاپ یکسالگی دکترش گفت باید سه وعده شیر بدی و بقیه غذا وگرنه رشد نمیکنه. منم جوگیرشدم و از فرداش فقط موقع خواب شیرش میدادم بقیه مواقع تا میخواست شیر بخوره حواسشو پرت میکردم و میبردم غذاش میدادم ده روزی به همین منوال پیش رفت بعد کم کم مدفوعش تکه تکه شد و از اشتها بکلی رفت و هیچی نمیخورد دهنشو باز نمیکرد. اگه بزور بهش میدادم با زبونش مینداخت بیرون. فکردم برا دندونشه اما بیشتر از ده روز طول کشید و غذا نمیخورد. دیکه نگران شدم. مشاوره گرفتم و با چندنفر صحبت کردم. به این نتیجه رسیدم که باید پسرمو آزاد بزارم و نباید شیر ازش دریغ کنم. و استرسی که من برای غذا خوردن نخوردن اون متحمل میشدم به پسرم منتقل میشه. در حد دوروز شروع کردم شیر دادن هروقت بخواد و اصلا برای غذا بهش اصرار نکزدم . میومدم سفره رو زمین مینداختم اگه بخواد بیاد بخوره و باورکنید غذا خوردنش شروع شد دوباره ،با میل خودش.
پنکیک هاشو میریزم توی ظرف دردار میاد بمن میده میگه بده. و میخوره. غذاشم بهتر شده اما نمیخوام دیگه زوری بهش بدم هرچقدر خورد خورد