سلام از روز پنجم پوشک گرفتن امروز ما بدون خطا گذروندیم و دیگه دخترم کامل خودش اعلام می کرد.امروز تجربه بیرون از خونه هم داشتیم به توصیه دوستان گهواره پوشک شرتی پوشوندم بهش و گفتم این شرت جدید نباید خیسش کنی .اونم حرف گوش کرد.بیرون یکبار داخل مهمانی بردمش سرویس .با اینکه شبیه سرویسخودمون بود گفت بریم بیرون میترسم.ولی من سریع حواسش به مایع دستشویی و بقیه چیزا پرت کردم و نشوندمش تا کارش انجام داد.خوب غول پوشک برداشتن البته از نظر من پی پی مونده بود چون دختر من سابقه یبوست داشت سعی کردم تو این مرحله مرتب بهش ملین بدم مقعدشو چرب کنم و با روغن زیتون تلفظ چرب کردم.وقتی فهمیدم زمان پی پی کردنش بردمش سرویس نشوندمش شروع کردم کتاب خوندن یهو دیدم گفت مامان جیش کردم بعد گفت نه پی پی کردم .خیلی براش عجیب بود با یه حالت دست پاچه که انگار یه چیز وحشتناک دیده بود .سعی کردم عادی برخورد کنم شستم و گفت بای بای پی پی برید خونتون.حس کردم کامل انجام نداده پس باز نشوندمش و شروع به یه کتاب دیگه 🥴که دیدم نه خبری نیست .احتمال می دم اگر ترس کامل ریخته بود باز هم انجام می داد.برای همین فکر کنم باید این مراحل روز های دیگه هم تکرار کنم تا این ترس و این موجود ناشناخته البته از نظر دخترم بریزه‌.

۶ پاسخ

فقط ظهرا که دو ساعت میخوابه خشکه
نیم ساعت به نیم ساعت تا یه ساعت یه بار میبرم نبرم خیس میکنه شلوارشو
این دومین باره اقدام میکنم خیلی کلافه‌م

من امروز روز چهارمم خودم ببرمش جیش میکنه نبرم منتظر بمونم خودش بگه نمیگه و‌شلوارشو خیس میکنه نمیدونم چکار کنم که خودش بگه جیش دارم

راهکارت عالی بود
موفق بلشی

ببین زمان می‌بره تا ترسشون بریزه من الان هفته سوم پسرم مثل قبل ک تو پوشک ایستاده انجام میداد الان تو دستشویی ایستاده انجام میده و نمیشینه 😂

موفق باشی

خیلی هم عالی ،موفق‌باشید،پسر منم در عرض سه روز کانلو بدون خطا یاد گرفت بقیه روزا خودش لباسشو در میاووردو بدون من میرفتو خودشو میشست دقیقا یک ماه بعد پسرفت کردو استپ وحشتناکی زد نه جیشو میگفت نه پیپی،ناامید شدم کم اووردم اما به حرف بچه هایه اینجا گوش دادمو صبوری مردمو پوشک نپوشوندم دیگه،بعداز سه هفته مجدد برگشت به روتین و من خوشحالتربنم

سوال های مرتبط

مامان سامیار مامان سامیار ۳ سالگی
خانوما تجربه از پوشک گرفتنم رو میگم شاید به دردتون خورد من کلا خیلی میترسیدم ک شروع کنم چون به خونه زندگی حساسم و اینا گفتم سخته فرشام اینا نجس میشن و میخوام مسافرت برم سختمه خلاصه یه هفته پیش یه روز دل رو زدم به دریا گفتم امتحان بکنم ببینم چطوریه تا اینکه یه روز به سامی گفتم جیش بکن اولش ترسید گریه کرد بعد نازش رو کشیدم شلنگ آب رو یه کوچولو باز کردم مشغول بازی شد بعد آماده ی جیش کردن بود ک کم کم آب گرفتم به بدنش دیدم گریه کرد ولی جیش کرد خلاصه هر نیم ساعت بردمش دوبار تو شلوارش جیش کرد و گریه کرد انگار ترسیده بود بعد دوروز گفت پی پی دارم ک سریع بردمش تو دستشویی اولش گریه کرد ترسید نمی‌کرد گفتم یه ذره فشار بیار پی پی بیاد باهاش بای بای کنیم بره خونشون بعد ۵ دقیقه آب گرفتن پی پی کرد موقع شستنش با پی پیش بای بای کرد تا به امروزم بیرون اصلا اصلا جیش نکرده یا شلوار کثیف نکرده ولی مثلا خیلی مشغول بازی باشه یا مثلا من یادم بره بهش یادآوری کنم یا ببرمش سرویس شلوار کثیف میکنه شما هم امتحان بکنید چون یه راهیه ک باید بریم راستی شبا هم تو این یه هفته تا صبح شلوارش خشکه ولی صبح بلافاصله میبرمش سرویس یه کم طول میکشه ولی جیش میکنه هرسوالی داشتید بپرسید # پوشک # مای بی‌بی # جیش # بچه
مامان آرسین🍓 مامان آرسین🍓 ۳ سالگی
تلاش من نتیجه داد و بای بای پوشک تو خونه ما هم انجام شد
قسمت همه آرزومندان😁
دوماه قبل عید شروع کردم یه مدت با خودم به بهونه برچسب و خوراکی هر نیم ساعت میبردمش دسشویی و میومد فقط جیش میکرد ولی بازم تو لباسش یا شورتش و خیس میکرد و اصلا هم نمیگفت جیش دارم واسه همین پوشکش کردم چون واقعا داشت کثیف کاری میشد پی پی هم راحت میکرد مث قبل تو پوشکش اصلا براش مهم نبود دوباره ول کردم و بعد عید یبار دیگه شروع کردم ولی بازم نمیگفت جز دوسه بار گفت که فقط جیش دارم ولی مقاومت میکرد برای دسشویی اومدن و به سختی میومد دسشویی
وقتی جیش میکرد میگفت من جیش کررررررردم
من پیییی پیییی کردم
بعد میگفت نباید تو یوباست ( لباست)بکنی عیبه بو میده مریض میشی
میرفت کنار گوشه خونه مینشست کنار مبل پی پی میکرد تو لباسش یعنی کل خونه بو میگرفت
خلاصه دیدم نه این بچه همکاری نمیکنه چند بار هم از کوره در رفتم خیلی عصبانی شدم همسرمم دید اوضاع اینه گفت بهش فشار نیار نه خودت اذیت شی نه بچه من پوشک میخرم فعلا
تا اینکه حدود سه هفته پیش دیدم سه تا پوشک دیگه مونده گفتم بذار یبار دیگه شانسم و امتحان کنم براش شورت پوشیدم و گفتم آرسین تو بزرگ شدی میخوای بری مدرسه بابا میخواد برات دوچرخه بخره ‌بردمش لوازم تحریری و خودش برچسب انتخاب کرد
آقای پوشک فروشی دیگه به بابا پوشک نمیده میگه پسرتون بزرگ شده پوشک برای نی نی هاس البته این حرفا رو همیشه بهش میگفتم ولی تاثیر نداشت
مامان یا زینب س مامان یا زینب س ۳ سالگی
اومدم تجربه ی از پوشک گرفتنم‌و‌بگم‌پسرم بیمارستان بستری شد چند روز قبل از پوشک گرفتن براش قصه گفتم که نی نی ها از یه سنی دیگه پوشک نمی بندن خواستم الانا بگیرمش ولی یه روز بیدار شد گفت پوشک نذار انقدر قصه تو بچه ها موثره
اولش هر یه ربع بردمش روز دوم نیم ساعت روز سوم هر یک ساعت تا دوهفته هر یک ساعت می بردمش
بد قلقی داشت سختی داشت جیش روی فرش زد
فقط ۶ماه قبل از پوشک گرفتن شیها تو پوشکش جیش‌نمی کرد تا همین دوهفته پیش یه شب تو خواب جیش کرد پیش میاد خب بچه ن دیگه
گریه میکرد جیش نمی کنم منم سخت نمی گرفتم
تا ۱۰ شب اول شبها با اینکه میذونستم جیش نمیکنه پوشکش میکردم چون یه دختر ۱۳ماهه داشتم و تازه اسباب کشی کرده‌بودم خونه تمیز نمیز بود تا دوروز بشوربشور داشتم تا چند‌وقتم‌تو‌لباسش پی پی می کرد
متوجه شدم هروقت می خواد پی پی کنه میره پشت مبل یا پشت در
منم بردمش دستشویی برقا رو روشن نکردم پی پی کرد اوایل اینطوری گذشت تا الان براش عادی شد