۵ پاسخ

وای دقیقا
من از غذا میفتم. از خواب میفتم. صلحا با تهوع پامیشم. اصلا نابود میشم وقتی که فشار عصبی و استرس داشته باشم
کار هم دلم نمیخواد بکنم مطاقا
بعد بغضیا فقط میخورن و میخوابن😅
حالا من پارسال یه بار با شوهرم قهرم کردم رفتم خونه مامانم دو هفته. مامانم خودش مسافرت بود
آفا من از غذا افتاده بودم جون تو تنم نبود تو دو هفته دو وعده غذای کامل نخوردم ولی فقط خوابیدم😳 به طرز عجیبی شب ساعت یازده با پسرم می‌خوابیدم تا یازده صبح. باز ظهر دو ساعت می‌خوابیدم بچه هم طفلک میخوابید باهام پامیشد میگفتم بخواب حوصله ش سر می‌رفت میخوابید
اصلا سابقه نداره من عصبی باشم و بخوابم
اما دیدم چقدر خوبه با خواب بیشتر روز آدم میگذره و کمتر حرص میخوره

منم قبلن اینجوری شدم
ولی الان انقد دردا زیادن مقاوم شدم
کل زندگی تو عذابو رنجم دیگ انگار روحم عادت کرده

دلیل ناراحتیت چیه

منم موقع ناراحتی نه خواب دارم و نه خوراک

عزیزدلم ب دکتر قلب یا اعصاب یا روانپزشک مراجعه کردی؟

سوال های مرتبط