دوشنبه پسرم با گریه بیدار شد همسرم گفت ببریم دکتر
شاید جاییش درد میکنه چون یکمم تب داشت شیاف گذاشته بودم قبل خواب براش خلاصه ۲شب بردیم کلینیک کودکان
اونجا یه متخصص اطفال بود که خانم هم بودن
معاینه کرد پسرمو و گفت هیچیش نیس یه آرامبخش مینویسم بهش بدین که راحت بخوابه
خلاصه رفتیم داروخونه شبانه روزی که در بسته بود یهو همسرم رفت نزدیک داروخونه که یارو صدا کنه یارو بد در باز کرد طوری که منم ترسیدم پسرمم یه لحظه ترسید فکرکرد چیزی شده...
بعد من گفتم آقا خب یواش تر در باز کنین بچه ترسید
گفت خانم چطور در باز کنم پس 🥴
گفت اصلا ما دارو نداریم بفرمایین برین😐😬
به همسرم گفتم بیا بریم رضا
خلاصه امدیم همسرم گفت کاش نمیگفتی بهش که چرا در بد باز کردی یارو لج کرد دارو نداد
گفتم به درک که نداد اصلا خدایی شد دارو نگرفتیم چون دکتره انگار هیچی حالیش نبود
به بچه ۲سال نیم چه آرامبخشی میدی آخه...
میگم پسرم ترشح سبز از بینیش میاد
میگه خب همه ترشح سبز از بینی شون میاد 😐
یه خانم اصفهانی سن بالا بود لهجه داشت متوجه شدم اصفهانی...
حالا کار به این ندارم ولی خب اگه همون شب دارو میداد پسرم
شاید سرفه اش شدید نمیشد🥹

امشب بردیم پسرمو دکتر براش یه آمپول تجویز کرد گفت نصفشو باید بزنه... دوتا شربت داد و یه اسپری بینی ...
گفت تا یه مدت نباید پارک ببرینش چون گل گیاه درخت اینا هس و هم اینکه حیوانات مثل سگ میان پارک و اگه نبرین بچه رو بهتره
تا خوب بشه
و گفت دستگاه بخور بزارین براش و اگه دیدین تب و اسهال و استفراغ داره سریع بیارین اینجا دوباره ...

اسم شربت ها برم هگزین و کتوفین چیه از ایناس
سرفه پسرم حالت خلطی داره

۳ پاسخ

منم شبیه همین موضوع پیش اومد
سه تا دکتر بردم تا آمپول زد و بچم‌خوب شد

هر روز ببرش برای انجام اینکار
اگه تو خونه دار وقتی خوابه بگیر جلو بینیش
یا وقتی بیداره میزاره
صورتشو بگیر جلوش

اب رو اتیشع

تصویر

علائمش چیه مگه

سوال های مرتبط

مامان 𝓐𝓵𝓲𝓼𝓪𝓷 مامان 𝓐𝓵𝓲𝓼𝓪𝓷 ۲ سالگی
دوستان
پسرم از دوشنبه شب تب داشت بردیم کلینیک کودکان
اونجا یه خانم دکتر اطفال بود که بهش گفتم سروم یا آمپول بنویس برای پسرم
گفت نه لازم نیس شیاف بزار هر ۶ساعت
دارو هم داد ولی چون دارو خوب نمیخوره میده بیرون ...
شیاف گذاشتم ولی تغییری ندیدم تا دیشب باز حرارت بدنش بالا بود تب گرفتم ۳۶خرده ای بود
صبح زود بردیم بیمارستان خصوصی اونجا تب گرفتن ۳۷ رو ۱ بود
که دکتر دست زد بدن بچم گفت شاید اشتباه نشون داده تب سنج چون بدنش خیلی داغه...
آمپول نوشت هم برای سرفه اش هم گفت تب هم میاد پایین ...
کلی دارو داد و الان پسرم باز بدنش داغه...
از ظهر هم دل درد و اسهال بود شب هم یه بار بالا آورد
عطسه و آبریزش بینی هم اضافه شد...

الان چکار کنم همسرم امروز بخاطر بچمون نرفت سرکار مرخصی گرفت و واقعا خسته اس دلم نمیاد بیدارش کنم از طرفی هم بدن پسرم داغه
مخصوصا شکمش داغه🥹
خودمم پریودم حالم بدتر... پسرمو میبینم بدتر میشم که چرا نمیتونم خوبش کنم من چه مادری هستم آخه😭
۲بار بردیمش دکتر انگار نه انگار
میگم ببرم بیمارستان خصوصی بستری کنم باز میترسم اونجا از بچه ها مریض بشه🥹

الانم امده چسبیده به من میگه مامان شکمم😭
شکمش داغه
داروهاشم یه شربت آنتی بیوتیک و شربت برون کلد و اسپری بینی و شربت استامینوفن و شربت ایمونس
که فقط ایمونس دوس داره میخوره
بقیه داروهاش میده بیرون یا بالا میاره بهش میدم
مامان 𝓐𝓵𝓲𝓼𝓪𝓷 مامان 𝓐𝓵𝓲𝓼𝓪𝓷 ۲ سالگی
اشکام داره میریزه وقتی تایپ میکنم قبل غذا گفتم میوه بیارم بخوریم یکم تا میوه رو گذاشتم داخل ظرف رفتم چاقو بیارم یهو دیدم پسرم رنگش کبود شده انگاری چیزی گلوش گیر کرده 😭😔 همسرم کنار تلویزیون بود سریع رفتیم پسرم و برگردوندیم همسرم زد چندبار پشتش ولی همچنان کبود بود پسرم منم فقط صلوات می‌فرستادم و گریه میکردم🥹😭همسرم میگفت بده بیرون
ولی نمیتونست بده بیرون خلاصه پسرم رنگش برگشت
به همسرم گفتم بلندشو بریم پیش تل گیر این هسته زردآلو گیر کرده گلوش همسرم گفت نه بابا اگه هسته بود که دور از جون خفه میشد... گفتم من مطمئنم که هسته اس از من اصرار از همسرم انکار که نه هسته نیس 😔نمیدونم چطور آماده شدیم رفتیم تو راه دیدیم ترافیک منم فقط دارم گریه میکنم و صلوات حضرت زهرا میفرستم همسرمم گاز داد سریع برسیم قبل اینکه بریم زنگ‌ زدم به خانم تل گیر که همسرش جواب داد گفت بله گفتم ببخشین حاج خانم نیستن؟داشتم گریه میکردم گفت دخترم آروم باش چی شده
گفتم پسرم زردآلو خورد هسته گیر کرده گلوش
گفت دخترم غیر ممکنه هسته بره گلو خفه میکنه آدمو😭
گفتم والا میدونم که چیزی هست گفت باشه ما بیدار میمونیم بیارین آقا پسرتون ...
مامان شایان مامان شایان ۲ سالگی
#فرزند پروری # فرزند پروری#پسر بچه# دختر بچه # فرزند پروری

بچه ها میخوام اتفاقی ک دیروز از سر گذروندم رو بهتون بگم فقط خدا رحم کرد امیدوارم شما هم هواستون جمع هرچند میدونم خودتون عاقلید دیروز پسرمو بردم پارک بعد یه خانم ک رو بنده زده بود با یه دختر بچه تقریبا پنج ساله اومدن نشستن رو صندلی من همیشه در هر حالی کنار شایان هستنم میتونه ازسر سره برا بالا تاب بازی کنه ولی خب نزدیکشم ک هواسم بش باشه خلاصع خانما رو بندشو زد بالا اومد نزدیک منو شروع کرد حرف زدن بچشم داشت بازی مسکرد حالا نمیدونم بچش یود یا ن خلاصه دختره بعد چند دیقه گفت مامان دلم درده مامانش گفت بیا بشین بکم بهت اب بدم من اب شایان یادم رفته بود بیارم یهو شایان گفت مامان اب بده گفتم خب بیا بریم سوپر مارکت برات بخرم خانمخ اصراررر ک ن بیا از ابن اب بخوره گفتم ن عزیزم نمیتونی اب دهنی ب پسرم بدم غیر بهداشتی گفت خب من می مونم پیش بچه ها تو برو برا بچت اب بخر بیا:/ شاخکام پرید گفتم ن ممنون باپسرم میریم میخرم مبایم دوبازه گفت ن چرا انقد اصرار میکنی برو بخر هواسم بشون هس من یه لحظه مشکوک شدم گفتم ن ممنون یه پرایدم اون ورتمون واستاده بود دوتا اقا داخلش بودن هی نگا خانمه میکردن خلاصه من تا خواستم برم خانمه دسم گرفت یه لحظه انگار با تهکم گفت خب گناه دازه بچه کجا گرما میبریش ای همه راه بعد دید تجب کردم لحنش مهربون کرد گفت ن خب گفتم گناه داره گفتم ول کن دستمو ببینم برو کنار سریع رفتم خیابونم شلوغ شد دیگه ترفتم سوپر مارکت سریع رفتم خونه واقعا ترسیدم خواهش میکنم به هیییچ کس اعتمادی نکنید پچتون دست هیچکس نسپارید من میگم اصلا اون قصدی نداشت ولی این همه اصرارش منو ب شک انداخت خلاصه هواستون باشه
مامان M&N مامان M&N ۲ سالگی