اشکام داره میریزه وقتی تایپ میکنم قبل غذا گفتم میوه بیارم بخوریم یکم تا میوه رو گذاشتم داخل ظرف رفتم چاقو بیارم یهو دیدم پسرم رنگش کبود شده انگاری چیزی گلوش گیر کرده 😭😔 همسرم کنار تلویزیون بود سریع رفتیم پسرم و برگردوندیم همسرم زد چندبار پشتش ولی همچنان کبود بود پسرم منم فقط صلوات می‌فرستادم و گریه میکردم🥹😭همسرم میگفت بده بیرون
ولی نمیتونست بده بیرون خلاصه پسرم رنگش برگشت
به همسرم گفتم بلندشو بریم پیش تل گیر این هسته زردآلو گیر کرده گلوش همسرم گفت نه بابا اگه هسته بود که دور از جون خفه میشد... گفتم من مطمئنم که هسته اس از من اصرار از همسرم انکار که نه هسته نیس 😔نمیدونم چطور آماده شدیم رفتیم تو راه دیدیم ترافیک منم فقط دارم گریه میکنم و صلوات حضرت زهرا میفرستم همسرمم گاز داد سریع برسیم قبل اینکه بریم زنگ‌ زدم به خانم تل گیر که همسرش جواب داد گفت بله گفتم ببخشین حاج خانم نیستن؟داشتم گریه میکردم گفت دخترم آروم باش چی شده
گفتم پسرم زردآلو خورد هسته گیر کرده گلوش
گفت دخترم غیر ممکنه هسته بره گلو خفه میکنه آدمو😭
گفتم والا میدونم که چیزی هست گفت باشه ما بیدار میمونیم بیارین آقا پسرتون ...

تصویر
۲۷ پاسخ

وای منم چه استرسی کشیدم خوندم...خداروشکر که به خیر گذشته عزیز

خدا رحم کرده واقعا
ی صدقعه بده عزیزم

خدا رحم کرده ، صدقه حتما بده

وااااای چقد استرس کشیدی،خدا بهتون رحم کرد،نصف عمرت کم شد😭😭😭صدقه حتما بده،بلا دور باشه انشالا از همه بچه ها🙁

خداروشکر که بخیر گذشته

ساعت نزدیک ۱۰ بود که اصلا نفهمیدم چطور فقط زیر برنج و غذا رو خاموش کردم رفتیم...داخل ماشین دست زدم گلوی پسرم حس کردم قشنگ یه چیز سفتی اونجاس خلاصه بیست دقیقه ای رسیدیم اونجا و درشون باز بود در زدم خانم گفت بیا تو رفتم پسرمم بغلم بود گفت بزار رو صندلی بشینه گفت چی شده گفتم همینم که چند دقیقه پیش تماس گرفتم گفت آها خلاصه دست زد گلوی پسرم گفت راس میگی یه چیزی گیر کرده بعد از سوراخ بینی پسرم فوت کرد یهو هسته زردآلو از دهنش پرید بیرون 🥹😭 چقد گریه کردممممممم
گفت برو اول خودت یه چیزی بخور رنگ روت پریده دختر
گفت بیچاره مادرا پدرا... گفت من الانم میگم هسته بره گلو بچه خفه میکنه به خیر گذشته واقعا 😔🥹😭

اینم عکس هسته که گیر کرده بود گلوش🥹😭😔

تصویر

به نظرم ی دونه از این تلگیرا تو هراورژانسی واجبه حالا اگه دکتر بود اول باید میفرستاد عکس بگیرین بعدم چراحی

سلام عزیزم خداروشکر ک بخیر گذشت ولی ازاین به بعد میوه های هسته دار رو قشنگ خوردکن بدون هسته بزار جلوش بخوره من همش همینکارو میکنم میترسم خدا نکرده از این اتفاق هاپیش بیاد

خداروشکر عزیزم
همین که بخیر گذشته.حتما صدقه بده که خداخیلی دوستون‌داشته

چه استرسی کشیدیننن خداروشکرررررر ک دراومد

خداروشکررر

اینجوروقتا سرشو به پایین بگیرش بالای شکمش فشاربده ویکی هم پشتش بزنه

وای خدا شکر به خیر گذشته

چقدر خدا رحم کرده چی کشیدید 🥺
خدا رو شکر به خیر گذشته

خدا رحم کرده بلا دور باشه ازتون یه خروسی چیزی قربونی میکردید

چه سخت گذشت برات
بعضی چیزارو تو گهواره میخونم میبینم چقد خطر بهمون نزدیکه و چقد غافلیم

آخی عزیزم خداروشکر بخیر گذشته🥹

عزیزم خداروشکر بخیر گذشته میتونی آدرسش رو بمنم بدی؟

خداروشکر به خیر گذشت عزیزم
این تل گیر که میگی آدرسش کجاست؟

خداروشکر بخیر گذشته گلم

بگردم برای دلت

فقط میتونم بگم خدا رحمتون کرده بوده اگه به حرف شوهرت گوش داده بود الان خیلی وضعیت بدی ایجاد می‌شود بخیر گذشته

تا میاد این بچه ها بزرگ شن ما نصف عمر میشیم

وای چه صحنه سختی مادربودن واقعا سخته مخصوصا که جیگرگوشه ات اتفاقی میوفته صدبار میمیری زنده میشی خداروشکر عزیزم

عزیزم خداروشکر بخیرگذشته🍃🥺انشالله هیچ وقت دیگ همچنین پیشامد بدی براتون پیش نیاد

خدا رحم کرده عزیزم ، صدقه بده مراقبت کن خطر داره واقعا :(

چجور فوت کرد ک این هسته پرید بیرون

سوال های مرتبط

مامان 𝓐𝓵𝓲𝓼𝓪𝓷 مامان 𝓐𝓵𝓲𝓼𝓪𝓷 ۲ سالگی
دوشنبه پسرم با گریه بیدار شد همسرم گفت ببریم دکتر
شاید جاییش درد میکنه چون یکمم تب داشت شیاف گذاشته بودم قبل خواب براش خلاصه ۲شب بردیم کلینیک کودکان
اونجا یه متخصص اطفال بود که خانم هم بودن
معاینه کرد پسرمو و گفت هیچیش نیس یه آرامبخش مینویسم بهش بدین که راحت بخوابه
خلاصه رفتیم داروخونه شبانه روزی که در بسته بود یهو همسرم رفت نزدیک داروخونه که یارو صدا کنه یارو بد در باز کرد طوری که منم ترسیدم پسرمم یه لحظه ترسید فکرکرد چیزی شده...
بعد من گفتم آقا خب یواش تر در باز کنین بچه ترسید
گفت خانم چطور در باز کنم پس 🥴
گفت اصلا ما دارو نداریم بفرمایین برین😐😬
به همسرم گفتم بیا بریم رضا
خلاصه امدیم همسرم گفت کاش نمیگفتی بهش که چرا در بد باز کردی یارو لج کرد دارو نداد
گفتم به درک که نداد اصلا خدایی شد دارو نگرفتیم چون دکتره انگار هیچی حالیش نبود
به بچه ۲سال نیم چه آرامبخشی میدی آخه...
میگم پسرم ترشح سبز از بینیش میاد
میگه خب همه ترشح سبز از بینی شون میاد 😐
یه خانم اصفهانی سن بالا بود لهجه داشت متوجه شدم اصفهانی...
حالا کار به این ندارم ولی خب اگه همون شب دارو میداد پسرم
شاید سرفه اش شدید نمیشد🥹

امشب بردیم پسرمو دکتر براش یه آمپول تجویز کرد گفت نصفشو باید بزنه... دوتا شربت داد و یه اسپری بینی ...
گفت تا یه مدت نباید پارک ببرینش چون گل گیاه درخت اینا هس و هم اینکه حیوانات مثل سگ میان پارک و اگه نبرین بچه رو بهتره
تا خوب بشه
و گفت دستگاه بخور بزارین براش و اگه دیدین تب و اسهال و استفراغ داره سریع بیارین اینجا دوباره ...

اسم شربت ها برم هگزین و کتوفین چیه از ایناس
سرفه پسرم حالت خلطی داره