ملت قبل خواب برا بچه هاشون کتاب قصه میخونن حکایت قبل خواب ما رو بخونید جر میخورین از خنده خاموشی زدم اومدیم اتاق دیدم پسرم داره شیرینی زبونی میکنه یه کلام گفتم اینجوری نکن میزارمت وسط نون پنیر و خیار و گوجه هم میزنم بهت میخورمتااا یهو دیدم‌دست میزنه به موهاش میاره جلو دهنم میگه مامانی بیا من پنیر دوجه 😄 هیچی دیگه بهش گفتم‌نون هم داره خیار هم هست گفت آره هست به‌صورت فرضی دوسه تا لقمه گرفت منم خوردم پوست خیار گوجه هم خودش انداخت دور مثلا سطل زباله بعد برام نوشابه باز کرد صداشم در میوورد میگفت پیس انگشت اشاره اش رو اورد جلو دهنم گفتم این‌چیه گفت نی 🤣 داشتم نوشابه با نی بصورت فرضی میخوردم که یهو مشت کوچیکش چپوند تو دهنم گفتم چیه گفت میوه آلوعه منم حسابی تو نقش فرو رفتم آلو رو خوردم گفتم سپهر مامان ترشه هسته اش هم قورت دادم ای وای رفت پایین تو شکمم یهو گفت مامانی عععععع عععععی یعنی زور بزن پی پی کن هسته اش بیاد بده من بندازم دور 🙈🥴🤦‍♀️😂
خلاصه که وسط زور زدن خیالی بودم دیدم خیلی تو نقش فرو رفتم🙈🤣🤣 گفتم بسه دیگه بیا سوار تاب بشو لاکی هم بغل کن‌ بخواب الانم در آغوش لاکی سوار تاب خوابید❤️
سرگرمی قشنگی بود برا پسرم حسابی کیف کرد داشت به مامانش غذا میداد😂😂
پوشک انومالی مولفیکس مای بی بی گهواره بچه زایمان سونو دوقلو دکتر بهداشت قد وزن دورسر کولیک رفلاکس پوشک شیرخشک شیرخشک پوشک انومالی مولفیکس مای

تصویر
۵ پاسخ

دختر منم همه چی کیگنه دهنم گاهی فرضی گاهی هم واقعی و من چاره ای جز بلعیدن ندارم چون هنوز ندادم پایین لقمه بعدی میاد 😂😂😂خفت میکنه خلاصه
دختر منم عروسک بدست تو تابه که بخوابه

چقد پسر تو دختر منه😅😅جفتشون ۹ دی هستن از قرار

ببخشید عزیزم
ولی نی پلاستیکی رو داخل چایی داغ گذاشتی سرطان زاست

امان از دست این بچه ها 😂

آخی عزیزدلم
خداحفظش کنه برات😂🥰

سوال های مرتبط

مامان زندگی🌱 مامان زندگی🌱 ۲ سالگی
دوستان بنطرم ی کم عذاب وجدان گرفتم بگید رفتارم بد بود چطور باید رفتار میکردم پسرمو بردم پارک یه پسر بچه تقریبا ۴ ساله جلو پله ها رو گرفته بود اجازه نمی‌داد پسرم بره بالا سرسره بازی کنه بهش گفتم خاله برو کنار نی نی رد بشه هیچی نگفت تکون نخورد پاهاشو دراز کرد که می‌خواست پسرمو هول بده یا با پاش بزنه به قفسه سینه پسرم که یعنی از پله ها برو پایین یهو پسرم گفت نی نی نههه نکن برو کنار برم تاب سرسره باز پسره تکون نخورد هیچی نگفت من به سپهر گفتم تو از پله ها برو بالا نی نی هم میره کنار خلاصه با اخم به پسره نگاه کردم گفتم برو کنار دست پسرمو گرفتم از پله ها ردش کردم بعد دیدم پسره رفته دم سرسره وایساده اجازه نمیده پسرم سوار بشه به سپهر گفتم مامان بیا سرسره کنارش سوار شو یهو تا سپهر اومد سوار سرسره کناری بشه پسره خودشو انداخت جلو اون سرسره که سپهر نتونه سوار بشه من پایین بودم دیگه سپهرم بالا بهش گفتم برو کنار میخواد سوار بشه زل میزد تو چشام حرف نمیزد تکونم نمی‌خورد منم کفری شدم داد زدم گفتم مگه نمیگم برو کنار عه بچه میخواد بازی کنه برو کنار ببینم اون پسره هم انگار ترسید رفت یه گوشه نشست چطور رفتار میکردم درست تر بود بعدم من کلا یکی بخواد عمدا لج در بیاره عمدا اذیت کنه خیلی بدم میاد 🤦‍♀️🥴
پوشک انومالی مولفیکس مای بی بی گهواره بچه زایمان سونو دوقلو دکتر بهداشت قد وزن دورسر کولیک رفلاکس پوشک شیرخشک شیرخشک پوشک انومالی مولفیکس مای بی بی
مامان زندگی🌱 مامان زندگی🌱 ۲ سالگی
یه چیزی بگم‌بخندین از دست پدر و پسر غش کردم من 🤦‍♀️😂
سپهر عادت داره هر اتفاقی بیرون میوفته میاد تعریف میکنه عصری بردمش محوطه ساختمان بازی کنه یه اتفاقی افتاد حالا پایین میگم خلاصه اومدیم خونه من رفتم آشپزخونه شام آماده کنم دیدم پدرو پسر دارن بازی‌ میکنن تو اتاق سرگرم کارام بودم میدیدم شوهرم میره میاد دائم دستای خودشو سپهرو میشوره سه بار دیدم اینکارو کرد یه دفعه شوهرم کلافه گفت این بچه دستشو زده به پی پیش ؟ گفتم‌نه صبح پی پی کرد شستمش دستم نزده بدش میاد اصلا به پی پیش دست نمیزنه خلاصه گفتم چیه مگه ؟شوهرم گفت مخم خورده هی انگشت شصتش رو نشونم میده میگه ای وای گوهی نیست؟🤦‍♀️ از سپهر میپرسم مامان دستش چی شده اومده انگشت شصتشو نشونم میده میگه دیدی مامان گوهی نیست هاره هاره ای وای اوف شده من بگی ترکیدم از خنده بچه ام رفته بودیم حیاط میخواست گل بچینه رفته بود سمت یه بوته فکر کرده بود گله دست زد بهش خار رفت تو شصتش ی کم خون اومد من بهش گفتم مامان این گل نیست خاره خاره نگو از صبح تاحالا اینو داشته به باباش میگفته اونم فکر کرده دستش گوهی هست سه بار دست خودشو بچه رو شسته🤦‍♀️ 😂😂
انومالی مولفیکس مای بی بی گهواره بچه زایمان سونو دوقلو دکتر بهداشت قد وزن دورسر کولیک رفلاکس پوشک شیرخشک شیرخشک پوشک انومالی مولفیکس مای بی